دیدگاه ها . «“سوم شخص مفرد”»

  1. سلام بانو
    پریدم
    به کلاغ پشت پنجره
    پرید ….
    تصویری که پیش چشمانم خلق شد بسیار قوی و تکان دهنده بود… عمق داشت.
    سپاس بانوی عزیز
    اندیشه ات همیشه در اوج
    …………………………
    :)
    امیدوارم
    و دلگرم
    سپاس
    سارا

  2. هر گلوله که شلیک می شد
    زنی بود که از تنهایی می ترسید
    مردی بود که برای همیشه به عکس ها می رفت
    …
    با سلام
    وبلاگ من با شعری جدید منتظر شماست
    ……………………….
    مهربانید سپاس از دعوت
    سارا

  3. شاید این صندلی و میز تو را می فهمد…!
    با سلام و عرض ادب
    سیب تجلی دوباره با کلی تاخیر ولی دست پر و با اخباری لب سوز بروزه
    و بشدت منتظر تشریف فرمائیتان
    یا علی
    ………………………
    سلام و سپاس از دعوت
    سارا

  4. آخی… چه‌قدر شعرِ چهارسطرِ اول رو دوست دارم. به‌نظرم «دوست‌م ندارد دیگر» اگر نبود، باز شعر «شعر» بود و کامل و شاید از جهاتی به‌تر. خیلی جالب بود ولی، پریدم به کلاغ… :)

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.