طعم خوب قرمز
جای دندانهای شیری من بر تنت
نوشتن اولین شعر با هم بر سفال شمعدانیها:
” سارا انار دارد.”
و کشیدن قلبی کج
پشت دیوار بلند دبستان
گلی کردن لبهایم با تو
پس از تو
چه مدادهای سیاهی که حرفهای سخت زدند
داد زدند
هیچ مدادی
مرا مثل تو شعر نکرد
ماهی نشان ِ نوچ ِ عزیزترینم
دیدگاه ها . «پسرک آلوچه فروش»
دیدگاهها بسته شدهاند.
مداد رنگی مرا دوست داشت… جعبه مداد های رنگی اما چیزی کم داشت انگار … نگاه تو را که نه بنفش که سیاه بود.
فکر من باید بدود میان کوچه؛ لِی لِی بازی!!
هیچ کس
مثل تو
مرا شعر نکرد
هیچ کس
مثل تو
مرا نقاشی نکرد…
سارای نازنین. مدت هاست نوشته های لطیف و زیبایت را می خوانم. مدت هاست لحظه هایم را با باورهای خوشرنگ تو نقاشی می کنم. مدت هاست دوستت دارم و امیدوارم همیشه همین اندازه خوب و زیبا و مهربان بمانی. فارغ از « حرف های سخت و یا داد… » با مهر . فروتنی و احترام . ماندانا زندیان
سلام سارا جان … لحظات زیبایی را در اینجا با خواندن متن زیبایت سپری کردم … برایت آرزوی موفقیت دارم … یا حق
واااااااااای ی ی ی ی ی ی ی ی ی……
سلام
شعر شما مرا با خود به کوچه های کودکی ام برد. مرسی
سلام.سایت قشنگی داری.با تبادل لینک موافقی؟
ghashang bood. vaghean chera ma adama koodakimoono sedaghatemoono zood gom mikonim? chi mishod hamishe harfamoono saf mesle kodakimoon mizadim?
با سلا م و تقدیم شا خه ای گل
مطلب دلکش ونغز ی بود این ذوق وقریحه
مبارکت باد
من شعری از سیمین بهبها نی بنام
« کودک» تقدیمت میکنم:
کودک روانه از پی بود،نق نق کنان که «من پسته»
پول از کجا بیاورم من؟ زن ناله کرد آهسته
کودک دوید در دکان ، پاپی فشرد وعری زد
گوشش گرفت دکان دار:«کو صا حبت ، زبان بسته! »
مادر کشید دستش را: دیدی که آبرومان رفت؟
کودک سری تکان می داد، دانسته یا ندانسته
یک سیر پسته صد تومان!نوشابه،بستنی
…سرسام!
اندیشه کرد زن باخود از رنج زندگی خسته :
« دیروز گروی تازه دیده است: چشم پوشیده
است
هر روز چشم پوشی هاش با روز پیش پیوسته »
کودک روانه از پی بود، زن سوی او نگاه افکند
با دیده ای که خشمش راباران اشک ها
شسته
نا گاه جیب کودک را پر دید ـ «وای !دزدیدی؟»
کودک چو پسته می خندید، با یک دهان پر
پسته
خیلی شعراتون خشکله
کمتر وبلاگی من رو اینچنین مسحور خودش کرده بسیار زیبا بسیار زیبا بسیار زیبا لینک شما رو با افتخار در وبلاگم قرار دادم
سلامی پر از خاطرات زیبای مدرسه… تا سرودی دیگر… کیا
ساده تر از برگ
ساده تر از روز
ساده ترر از زندگی
ساده تر از عشق حتی ،
نوشته های توست .
اگر حوصله نقد داری می خوام بگم سعی کن حرف(ی) را درست بنویسی . کلمه ی خراب حس خراب را منتقل می کند.
برای این کار می توانی هنگام تایپ آن حرف کلید شیفت را هم با آن نگهداری . ممنون.
سلام . خسته نباشی . مثل همیشه تر و تازه . من هم به روزم .
زیبایم
حماسهء دیگری بساز
دیگر صدایی از مداد رنگی ها بر نمیخیزد!
sara jan man hamishe ye sari be ayene mizadam vali kheili vaghte ke dige ayene gardgiri nemishe……..ye ye sali mishe ke in ayene khak gerefteo hich kas nist pakesh kone……….site zibayi bood chera velesh kardin???midoonam ke koli saretoon shoolooghe vali unam edame bedin. movafagh bashin
سلام…خسته نباشی……..حرف های خیلی زیبایی بود……نشانی از بی نشانیم تقدیم به ………..منتظرتم….به امید خدا
خیلی زیبا بود