mai 08, 2012 | سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱

" خطر مرگ "

از پله‌های مترو بالا می‌روم
شیرجه می‌زنم در استخر
هیچ کس مرا تشویق نمی‌کند

مردم
یکی یکی
در برق فشار قوی
فرو می‌افتند

۱۹ اردیبهشت ۹۱
سارا محمدی اردهالی

avril 23, 2012 | دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱

سمت چپ

برادرزاده‌ی کوچکم پشت تلفن می‌پرسد
سمت چپ کجاست
.
.
.
می‌پرسم چطور بگویم
می‌گوید تو بگو من می‌فهمم

.
.
.

avril 05, 2012 | پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱

" درمانده "

آن حرکت آخر پایت
که نمی‌دانست
پیش بیاید
یا پس برود

می‌ماند
پشت در این خانه

مثل من


۱۷ فروردین ۹۱
سارا محمدی اردهالی

mars 18, 2012 | یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰

" سال نود و یک باز هم تهران "

مهم‌ترین کار من در سال نو, پاک کردن آینه‌هاست و این کار یک قرن طول می‌کشد.

mars 02, 2012 | جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰

" تن درد "

نوک بزنید
این همه کاه را از سر من بیرون بکشید

مترسکی هستم
از خودم ترسیده‌ام

۲۴ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی

février 19, 2012 | یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰

" حیف "

من و استکان نعلبکی‌ها از تاریکی نمی‌ترسیم
این دری هم که به هم کوبیدی
در آشپزخانه بود
نه در خوشبختی

ناخن‌هایم را سوهان می‌زنم
یک مدل دیگر

۲۴ خرداد ۸۹
سارا محمدی اردهالی

février 11, 2012 | شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰

" شعر منتشر نشده "

دستم را
نمی‌توانند بخوانند

دست‌های من
شعر منتشر نشده‌ی توست.

۵ شهریور ۸۹
از کتاب برای سنگ‌ها
سارا محمدی اردهالی

février 04, 2012 | شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰

" شراب خام "

مانند این گیلاس
بر لبه‌ی میز
با تلنگری خرد می‌شوم

میان ریشه‌های فرش
زیر صندلی‌ها
که مهمان‌ها بلند بلند می‌خندند

۱۴ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی

janvier 25, 2012 | چهارشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۰

"بهمن"

تنهایم
و بی‌ تو
تنهایی معنا ندارد

یک بهمن نود
سارا محمدی اردهالی

janvier 23, 2012 | دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰

"سوم شخص مفرد"

پریدم
به کلاغ پشت پنجره
پرید
رفت

دوستم ندارد دیگر

۳ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی