محمد شیرازی

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
انی رایت دهرا من هجرک القیامه
دارم من از فراقش در دیده صد علامت
لیست دموع عینی هذا لنا العلامه
هر چند کآزمودم از وی نبود سودم
من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم
و الله ما راینا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین
حتی یذوق منه کاسا من الکرامه
با این غزل بیدار می‌شوم و تمام روز در سرم است.
ناخودآگاه چه شکلی‌ست؟
از کجا می‌آید یک غزل؟
زندگی کردن در یک زبان و یا چند زبان. زبان چیز غریبی‌ست، شاید لذت‌بخش‌ترین.

کابوس

حالا که نگاه می‌کنم انگار از یک کابوس بیرون آمد‌ه‌ام.
عجیب است چیزهایی هست که کاملن می‌دانم ولی وقتی با آن روبرو می‌شوم نمی‌توانم از دانسته‌هایم استفاده کنم.
انگار قرار است حتمن تجربه کنم.
انگار چیزی که می‌دانی کافی نیست.
تمام بدنم درد می‌گیرد وقتی با یک آدم ابله حرف می‌زنم.
چرا باید این بحث را ادامه داد؟
چون هنوز عمیق تجربه نکردی که این کار بی‌فایده است؟
انگار از یک کابوس درآمده‌ام

مرداد

گاهی هم دلم را خوش می‌کنم که اگر این ماه خراب‌کاری زیاد داشتم و خوب به برنامه‌هایم نرسیدم عیبی ندارد.
مرداد ماه خوبی‌ست، دوباره تلاش می‌کنم و مرداد خوبی می‌سازم.
کارهایی را که باید در مرداد انجام دهم ردیف کرده‌ام.
لیست را گذاشته‌ام پیش چشمم و خوش‌حالم.

سپاس

باید از شما تشکر کنم. باید هزار بار از شما تشکر کنم.
این نوشتن در پاگرد بسیار عزیز است و همیشه در خودش چیزهای غریبی برای من داشته است.
باید از شما تشکر کنم.
این روزها روزهای شگفتی‌ست. نوشتن به سمت و سوهای تازه‌ و ناشناخته‌ای می‌رود. بیشتر از هر وقت نیازمند خواندن هستم.
چه خواهد شد؟ این زندگی غریب و بسیار غریب به کجا خواهد کشید؟ نفس‌گیر است.

نامه

هستند دیگر؛ این فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام. اگر کسی بخواهد با تو حرف بزند یا دوستی کند نیازی به آن‌ها نیست. برای پیدا کردن دوست باید زحمت کشید و دقت به خرج داد. این طوری نیست که دکمه‌ای را فشار بدهی و وارد دنیای ذهنی کسی شوی. دارم برای آ. نامه می‌نویسم. چند روز است و به این زودی‌ها تمام نمی‌شود. دلم می‌خواهد نامه تمام آن‌چه که می‌خواهم باشد پس باید چندین بار بالا و پایینش کنم. آ. دور است و این جا را هم نمی‌خواند. باید با این نامه راه کم شود. عکس‌‌هایی که کسی ندیده را برایش می‌فرستم با جملاتی که کسی نخواهد خواند.