میان تمام تراژدیهای صبح تا شب و شب تا صبح، زیبایی آسمان امروز تهران را هیچ عکسی نمیتواند نمایان کند. آسمان خوشرنگ و روشن است، برف سیمین روی کوههای ساعت هشت صبح میدرخشد. همزمان هزار شادی و اندوه در سینهام میجوشد. به بهرام بیضایی و کلمات محکم و خوشآهنگ و خویشاوندش فکر میکنم، کلماتی که پیوندند، کلمات خویشاوند، کوه و دشت و آسمان آبی و پیکار و جنگ و دوستیاند. به سالها و قرنها پیوستگی فکر میکنم.
