EN

پاگرد . سارا محمدی اردهالی

دسته‌ها

  • نوشته‌های روزانه (۲۸۴)
  • کتاب‌ها (۵)
  • درباره ی یک رمان (۶)
  • حافظ (۲)
  • رودکی سمرقندی (۱)
  • شاعران (۸۰)
  • حاضر آماده (۷)
  • چمدان قدیمی (۴۰۹)
  • جوانی و خامی (۱۵۹)
  • دسامبر 2025
  • نوامبر 2025
  • سپتامبر 2025
  • جولای 2025
  • ژوئن 2025
  • می 2025
  • آوریل 2025
  • مارس 2025
  • ژانویه 2025
  • دسامبر 2024
  • نوامبر 2024
  • اکتبر 2024
  • سپتامبر 2024
  • آگوست 2024
  • جولای 2024
  • ژوئن 2024
  • می 2024
  • آوریل 2024
  • مارس 2024
  • فوریه 2024
  • ژانویه 2024
  • دسامبر 2023
  • نوامبر 2023
  • اکتبر 2023
  • سپتامبر 2023
  • آگوست 2023
  • جولای 2023
  • آوریل 2023
  • مارس 2023
  • فوریه 2023
  • ژانویه 2023
  • سپتامبر 2022
  • آگوست 2022
  • جولای 2022
  • ژوئن 2022
  • می 2022
  • آوریل 2022
  • مارس 2022
  • فوریه 2022
  • ژانویه 2022
  • دسامبر 2021
  • نوامبر 2021
  • اکتبر 2021
  • سپتامبر 2021
  • آگوست 2021
  • جولای 2021
  • ژوئن 2021
  • می 2021
  • آوریل 2021
  • فوریه 2021
  • آگوست 2020
  • ژوئن 2020
  • می 2020
  • آوریل 2020
  • مارس 2020
  • مارس 2019
  • فوریه 2019
  • ژانویه 2019
  • دسامبر 2018
  • سپتامبر 2018
  • ژوئن 2018
  • می 2018
  • آوریل 2018
  • ژانویه 2018
  • نوامبر 2017
  • اکتبر 2017
  • سپتامبر 2017
  • آگوست 2017
  • جولای 2017
  • ژوئن 2017
  • آوریل 2017
  • مارس 2017
  • ژانویه 2017
  • دسامبر 2016
  • نوامبر 2016
  • سپتامبر 2016
  • آگوست 2016
  • جولای 2016
  • می 2016
  • مارس 2016
  • فوریه 2016
  • ژانویه 2016
  • دسامبر 2015
  • نوامبر 2015
  • اکتبر 2015
  • سپتامبر 2015
  • آگوست 2015
  • جولای 2015
  • ژانویه 2015
  • دسامبر 2014
  • اکتبر 2014
  • سپتامبر 2014
  • آگوست 2014
  • ژوئن 2014
  • می 2014
  • آوریل 2014
  • مارس 2014
  • فوریه 2014
  • ژانویه 2014
  • دسامبر 2013
  • نوامبر 2013
  • اکتبر 2013
  • سپتامبر 2013
  • آگوست 2013
  • جولای 2013
  • ژوئن 2013
  • می 2013
  • آوریل 2013
  • مارس 2013
  • فوریه 2013
  • ژانویه 2013
  • دسامبر 2012
  • نوامبر 2012
  • اکتبر 2012
  • سپتامبر 2012
  • آگوست 2012
  • جولای 2012
  • ژوئن 2012
  • می 2012
  • آوریل 2012
  • مارس 2012
  • فوریه 2012
  • ژانویه 2012
  • دسامبر 2011
  • نوامبر 2011
  • سپتامبر 2011
  • آگوست 2011
  • جولای 2011
  • ژوئن 2011
  • می 2011
  • آوریل 2011
  • مارس 2011
  • فوریه 2011
  • ژانویه 2011
  • دسامبر 2010
  • نوامبر 2010
  • اکتبر 2010
  • سپتامبر 2010
  • آگوست 2010
  • جولای 2010
  • ژوئن 2010
  • می 2010
  • آوریل 2010
  • مارس 2010
  • فوریه 2010
  • ژانویه 2010
  • دسامبر 2009
  • نوامبر 2009
  • اکتبر 2009
  • سپتامبر 2009
  • آگوست 2009
  • جولای 2009
  • می 2009
  • آوریل 2009
  • مارس 2009
  • فوریه 2009
  • ژانویه 2009
  • دسامبر 2008
  • نوامبر 2008
  • اکتبر 2008
  • سپتامبر 2008
  • آگوست 2008
  • جولای 2008
  • می 2008
  • آوریل 2008
  • مارس 2008
  • فوریه 2008
  • ژانویه 2008
  • دسامبر 2007
  • نوامبر 2007
  • اکتبر 2007
  • سپتامبر 2007
  • آگوست 2007
  • جولای 2007
  • ژوئن 2007
  • می 2007
  • آوریل 2007
  • مارس 2007
  • فوریه 2007
  • ژانویه 2007
  • دسامبر 2006
  • نوامبر 2006
  • اکتبر 2006
  • سپتامبر 2006
  • آگوست 2006
  • جولای 2006
  • ژوئن 2006
  • می 2006
  • آوریل 2006
  • مارس 2006
  • فوریه 2006
  • ژانویه 2006
  • دسامبر 2005
  • نوامبر 2005
  • اکتبر 2005
  • سپتامبر 2005
  • آگوست 2005
  • جولای 2005
  • ژوئن 2005
  • می 2005
  • آوریل 2005
  • مارس 2005
  • فوریه 2005
  • ژانویه 2005
  • دسامبر 2004
  • نوامبر 2004
  • اکتبر 2004
  • سپتامبر 2004
  • آگوست 2004
  • جولای 2004
  • ژوئن 2004
  • می 2004
  • آوریل 2004
  • مارس 2004
  • فوریه 2004
  • ژانویه 2004
  • دسامبر 2003
  • نوامبر 2003
  • اکتبر 2003
  • سپتامبر 2003
  • آگوست 2003
  • جولای 2003
  • ژوئن 2003
  • می 2003
  • آوریل 2003
  • مارس 2003
رفتن به محتوا
سارا محمدی اردهالی - پاگرد | Sara Mohammadi Ardehali - Stair Case

روزانه . کتاب ها

” بلیت رفت “

چمدان مرا بغل گرفته
در گذرنامه‌ام
مهر شهرهایی خورده
که هرگز نرفته‌ام
کسی به من می‌گوید
خوش آمدید
و
در هواپیما بسته می‌شود
۳ خرداد ۱۳۹۱
سارا محمدی اردهالی

پنجشنبه ۴ خرداد ۱۳۹۱یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۳

اول خرداد ۱۳۹۱

و بعد دخترم
ما در میدان آزادی جشن گرفتیم
چنان همدیگر را در آغوش کشیدیم که قفسه‌ی سینه‌مان می‌خواست بشکند
آن همه سال
پیر نشده بودیم
جوان بودیم
سارا محمدی اردهالی
اول خرداد ۱۳۹۱

دوشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۱یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۱

” خطر مرگ “

از پله‌های مترو بالا می‌روم
شیرجه می‌زنم در استخر
هیچ کس مرا تشویق نمی‌کند
مردم
یکی یکی
در برق فشار قوی
فرو می‌افتند
۱۹ اردیبهشت ۹۱
سارا محمدی اردهالی

سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۵

سمت چپ

برادرزاده‌ی کوچکم پشت تلفن می‌پرسد
سمت چپ کجاست
.
.
.
می‌پرسم چطور بگویم
می‌گوید تو بگو من می‌فهمم
.
.
.

دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۱یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۲۱

” درمانده “

آن حرکت آخر پایت
که نمی‌دانست
پیش بیاید
یا پس برود
می‌ماند
پشت در این خانه
مثل من
۱۷ فروردین ۹۱
سارا محمدی اردهالی

پنجشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۱یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۲۸

” سال نود و یک باز هم تهران “

مهم‌ترین کار من در سال نو, پاک کردن آینه‌هاست و این کار یک قرن طول می‌کشد.

یکشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۰یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۷

” تن درد “

نوک بزنید
این همه کاه را از سر من بیرون بکشید
مترسکی هستم
از خودم ترسیده‌ام
۲۴ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی

جمعه ۱۲ اسفند ۱۳۹۰یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۳۸

” حیف “

من و استکان نعلبکی‌ها از تاریکی نمی‌ترسیم
این دری هم که به هم کوبیدی
در آشپزخانه بود
نه در خوشبختی
ناخن‌هایم را سوهان می‌زنم
یک مدل دیگر
۲۴ خرداد ۸۹
سارا محمدی اردهالی

یکشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۰یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۲۴

” شعر منتشر نشده “

دستم را
نمی‌توانند بخوانند
دست‌های من
شعر منتشر نشده‌ی توست.
۵ شهریور ۸۹
از کتاب برای سنگ‌ها
سارا محمدی اردهالی

شنبه ۲۲ بهمن ۱۳۹۰یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۲۲

” شراب خام “

مانند این گیلاس
بر لبه‌ی میز
با تلنگری خرد می‌شوم
میان ریشه‌های فرش
زیر صندلی‌ها
که مهمان‌ها بلند بلند می‌خندند
۱۴ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی

شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰یکشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۳ ۱۶

راهبری نوشته‌ها

نوشته‌های کهنه‌تر
نوشته‌های تازه‌تر
2019© ~ Scrawl کاری از WordPress.com