اتفاقی

آدم‌ها گاهی از بلندی می‌افتند و گاهی به سادگی می‌میرند وقتی پایشان لیز می‌خورد.
بله ممکن است.
رنگ‌ها ولی مثلن بنفش و سبز وحشتناکند با هم مثل دو آدم که گاهی اگر درست سر بزنگاه با هم باشند می‌شوند وحشتناک.
قرار نیست بی‌قراری سرقرار باشد یا همه چیز پنج عصر.
به برگ نگاه می‌کنی و پاییز، که نارنجی اتقاق می‌افتد.
کلیدها هم البته مهمند و اینکه کلید کجا را به کی و چه وقت داده‌اند.
مهم اما مهم نیست.
دنبال دی‌ان‌آ بگرد و هورمون‌ها و ضدافسردگی‌ها ولی اتفاق آن جا که بخواهد می‌خوابد.
بچه‌های نامشروع همیشه بهترین بچه‌های طبیعت هستند محکم و پررنگ و هنر اتفاق می‌افتد.
از او پرسیدم چرا گفت می‌افتد و می‌اندازد.
دیدی دو تن روی زمین و سایه‌ها که …
می‌خوابم دیگر
پس اتفاق هر جا باشد می‌افتد و دیگر نگران نیستم.
ولی تو می‌دانی خیالم راحت نیست خیالم دیوانه‌ی اتقاق است که میان مرگ و زندگی تلو تلو می‌خورد و
… می‌افتد.

دیدگاه ها . «اتفاقی»

  1. و اتفاق هایی که هر کاری می کنی نمی افتد.
    روی دیگر سکه زندگی که مثل دلگیرترین روزها با کسالت باری تمام کند و نفسگیر راه خود را میرود.
    پاینده باشید

  2. دیدن کلاغ های سیاه و سفید
    منگنه شده بر آسمانی پوشالی
    از پشت پنجره ای که کاغذی ست
    دست در دست خاطره ای پوسیده
    که بوی تعفنش عشق را یادم می آورد
    فقط انتظار مرگ است
    مرگی که نه کاغذی ست
    نه پوشالی ست
    نه پوسیده
    فقط مرگ است
    وحید کیان پو ر

  3. سلام سارا
    وبت خیلی زیبا و آرام بخش به خصوص موسیقی اش
    اتفاق هر جا که باشی می افتد حتی اگر خودت را در پستوی ذهن ها و قلب های مخفی کرده باشی
    حتی اگر در تیرس نگاه های مردم نباشی
    حتی اگر مطمئن باشی که روزگار و سرنوشت و تقدیر فراموشت کرد
    اما باز هم اتفاقی که بخواهد افتد می افتد.
    خوشحال میشم پذیرای قدومت در وبلاگم باشم

  4. گاهی از روی یک پاگرد نردبانی کشیده میشه تا بی نهایت چشم انداز
    پاگرد سارا هم می زند تخیل را و درخشان ترین ستاره را نشانت می دهد و برت می گرداند به پاگردی که رویش نشسته بودی .
    بلند می شوم و قلم می چسبم به انگشتانم
    سلام سارای شاعر..
    ………………………………
    مینوی عزیز سلام
    سلام
    سلام
    سارا

  5. قرار نیست بی‌قراری سرقرار باشد یا همه چیز پنج عصر.
    فوق العاده است.عالی و بی نظیر.
    وب سایتتان را در پیشانی بلندهای وبلاگم میگذارم تا همیشه دست به سینه روبرویت نشسته باشم
    ……………………………
    سپاس گزارم از مهربانی شما
    سارا

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.