
گرسنه، زخمی و خسته
سمتِ من آمد
نان شدم
دستهای زمختش را نوازش کردم
گرم شد، قوی و آرام
نگاهم کرد
گفت
تو یک روسپی هستی
چای را دم کردم
ساعت را بستم به دستم
مانند پروانهای سبک و رها
لبخندی ازلی بر لبانم
رفتم
بیست و پنج آذر، دو بامداد، خانه باران
عمو جونِ پیر

پاهایت سنگین،
دستهایت ناتوان گشتهاند
تمام هفته
سرت را به کتابها گرم میکنی
قصههایی که میدانی
جمعه که میشود
گنجشکی سراغت میآید
گنجشکی کوچک
که سروی کهن او را در آغوش میکشد
و بوسههای هزار ساله میبخشدش
تمام هفته
در شهر و دود و رنج
دیوانهوار و شاد
این سو و آن سو
پر میکشد
او گنجشکی با قلبی کوچک است
گنجشکی بینهایت خوشبخت
درخواست
اگر ترکی میفهمید، بگویید قصهی این سایت چیست؟
سایت بولنت کیلیک – شاعر ترکیه ای
سپاس گزارم
کارمند رسمی

خیابانها تمام نمیشوند
تشییع جنازه در این خیابانها تمام نمیشود
نام برادرِ من میشود این خیابان،
برادرِ من گاهی ماموریت میرفت،
ماموریتِ برادرِ من تمام شده است
عکس: محمد خیرخواه
روشن مثل روز
![]()

قهوه که میخوردم با تو
گل ها سر خم کردهبودند
سپیدارها سر تکان میدادند
هیچکس خوشحال نیست
میبینی
گاهی یا خیلی وقتها اشتباه میکنم
میروم کمی برقصم
خداحافظ
دوستِ دیگری
پانزده آذر هشتاد و چهار، خانه باران
دل خوشی

چند رج شال بافتن
برای پارهی تنم
چند خط شعر گفتن
برای پارههای تنم
به پیشوازِ میروم
سختترین رنجها را
در امتداد این رجها و خطها
سیزده آذر هشتاد و چهار، زیر شیروانی حافظ
کاموا
من شال می بافم پس هستم
برای کی هم مهم نیست
تست
سارا
روز بیهمتا

خورشید مثل همیشه است
بد پول در میآورم
مثل همیشه
زن همسایه دارد جیغ میکشد
کمی زودتر از همیشه
چند دقیقه دیگر میدانم
شوهرش در را میکوبد می رود
مریم زنگ میزند
میخواهند اخراجش کنند
میرقصم
آواز میخوانم:
” دیگه اون دوس نداره باسه من گل بیاره…”
چند فن جادوگری یاد گرفتهام
رادیو میگوید آنها به ما عدالت میدهند
صبحانهام تمام شد
حالا
روز عجیب و بیهمتایی را آغاز میکنم
یادداشت
دوازده آذر هشتاد و چهار، کوچه باران
همپیمان دربرابر گسترش ایدز
تریبون {فیلترشده} فمینیستی ایران:
از همهی آنان که به مبارزه با گسترش ایذر در زمینههای فقر، نابرابری جنسیتی، خشونت با زنان و کودکان
و همچنین رفع انگ و تبعیض از افراد مبتلا به ایدز و حمایت از حقوق اجتماعی و دسترسی آنان به امکانات
بهداشتی-درمانی متعهد هستند، دعوت میکنیم روز پنجشنبه، ۱۰ آذر، ساعت ۱ بعدازظهر، در مقابل تئاترشهر
به ما بپیوندند.
انجمن تلاشگران سلامت
انجمن حمایتی-فرهنگی کودکان کار
انجمن پرسپولیس (کاهش خسارات اعتیاد) – کمیته رنگینکمان
نشریه دانشجویی رستا
کانون هستیااندیش
مرکز فرهنگی زنان
توضیح: این برنامه با هدف آگاهیبخشی دربارهی بیماری ایدز و روشهای پیشگیری از آن، ایجاد حساسیت
در میان مردم و دولت نسبت به ابعاد گسترش این بیماری و حقوق افراد اچ آی وی مثبت برگزار میشود.
اجرای موسیقی و نمایش خیابانی از جمله برنامههای این روز است.
از پرستو
[…]
تمام این مسافرخانه
از عطر دستهای تو
پر خواهد شد
دهان اگر باز کند
این چمدان
زن، تاریکی، کلمات ، حافظ موسوی، تهران: آهنگ دیگر،۱۳۸۴
درختی رقصان اما ریشه در اعماق*

شعر بود
یک دکل فشار قویِ برق
به هیچ جا وصل نبود
میتوانست پاریس، نیویورک و تمام پایتختهای جهان را
روشن کند
کسی اگر به او دست میزد
تباه میشد
دیگر با هیچ برقی شارژ نمیشد
خراب میشد
شعر میشد
یک دکل فشار قویِ تنها
16 آبان ۱۳۸۴
* از شعر سنگ آفتاب
