چه آتشی

Beyrouth881105.jpg
خورشید خانم ِ فلات قاره‌ی من
کجایی
من تنها لب مدیترانه‌ام
غرب ِ شرق
خم شو به سمت من
بپیچ
به طول من
به عرض من
کلمه‌ها نم کشیده‌اند
با چوب‌های خیس
چه آتشی روشن کنم
سارا محمدی اردهالی
بیروت، ۵ بهمن۱۳۸۸

دیدگاه ها . «چه آتشی»

  1. سارای
    وقتی شعرت رو می خونم احساس می کنم نت های موسیقیی از جنس عشق یا عتیق تر از هر ضرباهنگ قلب بشر در این وهم کشدار زمان جریان یافته که اگربشود تا آغاز استروماتولیت ها هم، می توان ردپایش را یافت.

  2. سارا جون چقدر اینجا قشنگه! اتفاقا هم شعرت و هم عکس، یک آتیش هم قد خودت اینجا درست کرده ، باید بیایی ببینی
    ……………………..
    آزاده نازنین
    کلی گل ها را می بینم یادت می کنم
    باید عکس بگیرم
    سارا

  3. فضاسازی پر حجم و زیبایی دارد اما شروع شعر هم از نظر لحن و هم تتابع اضافات به شدت اذیت می کند خواننده را :
    خورشید خانم ِ فلات ِ قاره ‌ی ِ من
    خیلی دشوار و نفس گیر است / نیست ؟ هاااا
    ……………………..
    نفس گیر خوب است
    گاهی
    سارا

  4. نقد کتابت رو هم در هشتاد کار کردم عزیزم.علیرضا عباسی نقد رو نوشته.
    آدرس:
    http://8aaad.com/archive/1388/10/post-430.php
    اسداللهی.
    …………………………
    سلام آقای اسدللهی
    زحمت کشیدید،
    آقای عباسی هم لطف کرده‌اند
    به امید روزهای درخشان
    سارا محمدی اردهالی

  5. عزیز دل سلام
    خیلی زیبا مینویسی – دست خوش !
    آشناییت در آغازین ۹۱ رو بفال نیک میگیرم…….
    لینک شدید
    دوس داشتی لینکم کن
    اگر
    شاعران نبودند
    کتاب زندگی
    جز یک فصل مختصر
    و یک مشت واژه های خشک
    هیچ نداشت
    این ما بودیم
    که این کتاب را
    در
    چهار فصل
    چنین زیبا نوشتیم
    راست گفت سهراب :
    “شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند”
    ………………………
    سلام و سپاس
    خوبید
    سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *