آرامش

tarquillité.jpg
این باد می‌وزد و می‌رود
این آب می‌ساید و می‌گذرد
این خاک در بر می‌گیرد و از خاطر می‌برد
این آتش می‌سوزاند و خاموش می‌شود

دیدگاه ها . «آرامش»

  1. آیا تا به حال به جهت این عناصر اربعه فکر کردی؟
    باد در سطح
    آب اگر دست خودش باشد در عمق
    آتش رو به بالا
    خاک؟
    ولی بی خیال همه این ها
    خوش به حال آسمان که هر وقت و هر جا دلش گرفت بر باد و آب و آتش و خاک می گرید
    (اسمانت آبی آفتابی سرت سبز و دلت به رنگ طلوع)

  2. سلام . خوشحال که نه اما فوق العاده ذوق کردم . راستش هنوز هم که هنوزه تفاوت شادی و ذوق رو نمی دونم . من الان مشغول به نوشتن شعرهای متفاوط(متفاوت) یا به قول کردها جیاواز به زبان فارسی و کردی هستم . راستش را بخواهی می خوام با چنین سایت هایی همکاری داشته باشم . چون عر ها از لحاظ زبان و محتوا هر چند مقداری تفاوت دارند اما مال هر دویمان نشان دهنده ی زبان شیوا و تاثیر گذار فارسی بر روی درونیات است . امیدوارم سری به من بزنی و نظرت رو بگی . ویک سوال هم داشتم که شعر های نو و آوانگارد مون رو باید تو این گیر و دار سکوت ادبیات کجا چاپ کنیم .

  3. سلام . امیدواریم حالتون خوب باشه . ممنون از مطالب زیباتون . ما حدود ۱۲ نفریم که وبلاگی داریم به نام حلقه ی باران ( http://www.halghe_baran.myblog.ir ) خوشحال می شیم به ما سر بزنید و ما رو لینک کنید . ضمنا” شما لینک ما هستید . موفق . پاینده باشید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *