ریشه‌های دیگر

بندهای قدیم سست می‌شوند
مهم نیست ترمیم‌شان کنی
یا نکنی
کم‌رنگ و ناپدید می‌شوند
مهم نیست
مهم نیست دیگر
ریشه‌هایی در اعماق جان می‌گیرند
ریشه‌هایی دیگر
ساکتی
در روز
در شب
در خواب
در بیداری
دیگر مهم نیست
زنگ بزنی به کسی که تو را می‌شناخته
به زحمت چند کلمه بگویی
کسی از تو خبر ندارد
دوازده مرداد نود و چهار

دیدگاه ها . «ریشه‌های دیگر»

  1. منم
    می دانم که می شناسی مرا
    به خاطر می آوری مرا
    خیلی روزها گذشته
    خیلی شب ها
    آنقدر بزرگ شده ای که راحت تر حرف میزنی با من
    دیگر آن شرم کهنه با تو نیست
    آدم های خاطره ها انگار همه مثل هم می شوند
    زمان لحن حرف زدنشان را یکی می کند
    چیزهای بزرگی بود که حالا دیگر نباید خودت را برای آنها هیجان زده نشان دهی
    چرا که تو بزرگ شده ای
    و روزها گذشته اند
    و شب ها گذشته اند
    ما هستیم
    حتا از دیدار دوباره هم هیجان زده ایم
    کنجکاویم
    و مثل بچه ها ذوق داریم
    اما مثل آدم بزرگ ها حرف میزنیم
    زمان لحن حرف زدن همه مان را یکی کرده است!

  2. سارای گرامی سلام…
    من با اجازه ی شما عکس دو گوشواره ی زیبای سمت راست سایت شما رو برداشتم تو وبلاگم ک اسمش پاگرد خاطره هاست گذاشتم البته اگه راضی نباشی و بگی حتما برش میدارم
    سپاس
    ……………
    سلام ساجده جان
    ممنونم که گفتی و چون گفتی هیچ اشکالی ندراد
    شاد باشی با این گوشواره‌ها و بدون این گوشواره‌ها
    سپاس‌گزارم
    سارا

  3. سلام
    نوشته هاتون قشنگ اما فلسفتون سنگینه ، حرفاتونو متوجه میشم اما برای درک بعضیاشون باید آروم بخونم . شاید برای اینه که فکرتون انعطاف پذیره و شاید انهم به آن دلیله که تنوع مطالعاتی دارین . در کل عالی و پخته در جوونی (یعنی نبوغ) . موفق بشین..ک هستین ، ماندگار بشین . و همچنین ممنون میشم اسم موسیقی وبلاگتون رو بگین ( احتمالا این پرسش تکراریه پیشاپیش عذر میخام )
    …………………
    خیلی ممنونم
    موسیقی متن فیلم قرمز کار پرایزنر است
    شاد و آرام باشید
    سپاس‌گزارم
    سارا

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.