بیداری

  نمی‌شود

متلاشی می‌شوم

جانم را جمع می‌کنم

هوشیار بمانم

باز

گم می‌شوم

تاریک می‌شود

  چشمانم را باز کنم

برمی‌گردم

می‌بینمش

شمرده حرف می‌زند

جملاتش روشن می‌شوند

هر کدام چندین هزار تن وزن دارند

می‌بینم کجا بودیم

می‌بینم معنی کلمات را

جمله که می‌شوند گنگ می‌شوم

منطق دارد

منطقی محکم

نیم‌نگاهی به من می‌اندازد

در چشم‌هایش رنجم را می‌بینم، رنجشم را

سرش را می‌چرخاند سمت پنجره:

عادت کرده‌ای هر جا سختی دیدی فرار کنی؟

خشمگینم

و نمی‌دانم خشمم تبدیل به چه خواهد شد.

۲۶ اسفند ۹۸

بازگشت به همان نقطه اما بالاتر

می‌روم برای مراسم

لباسی تازه به خیاط می‌دهم

شانه‌هایم را اندازه می‌گیرد

قد و دور سینه و دور کمر

«جیب هم داشته باشد؟»

«بله.»

برای سنگ‌ها

برای آخرین نامه‌ که می‌نویسم

عزیزترینم

تو زیباترین بودی

چه هنگام مرگ

چه پس از مرگ

در دیدارهای شبانه‌مان.

.

.

.

از کتاب برای سنگ‌ها

Lyrik Line

 lyrikline brings together the text of the poem, the poet’s voice, the rhythm and sound of the poem, and translations into other languages. You can hear the poet reading her own poem, as you read the poem in its original language, and, thanks to translations, the poem can be understood in many other languages too. lyrikline builds bridges between languages and cultures with poetry.

:Some of my poems

https://www.lyrikline.org/en/poems/12896

چهل سالگی

کم حرف می‌زنم
در سکوت پیش می‌روم
کودکی و بلوغم را در خیابان مرور می‌کنم
از رنج‌ها و شادی‌ها
به قلبم خیره می‌شوم
چه خواهد شد پس از این
وقتی از هر نمایشی بیزارم
۱۳ اسفند ۹۵

غسال‌خانه برق نداشت
تابوت
سنگین‌تر از شب بود
و در تاریکی
پرچمی که روی تو انداختیم
سه رنگ داشت
قرمز
قرمز
قرمز
از کتاب گل سرخی در زد، نشر چشمه

که

یک تحقیق می‌گوید
رفتارهای پرخطر
نشانه‌ی افسردگی‌ست
نشانه‌ی خودکشی
من گاهی رفتارهای پرخطر دارم
آن‌قدر که زبانم بند می‌آید
بی‌آن‌که بخواهم خود را بکشم
یک شب
مرد بیگانه‌ای
از من پرسید
چگونه می‌توانم تحمل کنم
چگونه من…
یادم نمی‌آید ادامه‌ی سوالش را
هراسان رفت
در تقویم آن روز نوشتم
ساعت سه‌ی صبح است
وقتی که من
برهنه در برابر خود
می‌ایستم
دیگر هیچ‌کس هیچ خطری برای من ندارد
پس از دو سه خط فاصله باز نوشتم
گاهی به نظرم می‌رسد
که لبخند هم زده‌ام
که
لبخند هم زده‌ام