janvier 23, 2012 | دوشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۰

"سوم شخص مفرد"

پریدم
به کلاغ پشت پنجره
پرید
رفت

دوستم ندارد دیگر

۳ بهمن ۱۳۹۰
سارا محمدی اردهالی

نظرها

سلام بانو
پریدم
به کلاغ پشت پنجره
پرید ....
تصویری که پیش چشمانم خلق شد بسیار قوی و تکان دهنده بود... عمق داشت.
سپاس بانوی عزیز
اندیشه ات همیشه در اوج

..............................
:)
امیدوارم
و دلگرم
سپاس
سارا


هر گلوله که شلیک می شد
زنی بود که از تنهایی می ترسید
مردی بود که برای همیشه به عکس ها می رفت
...
با سلام
وبلاگ من با شعری جدید منتظر شماست

............................
مهربانید سپاس از دعوت

سارا


پریدم
"با " کلاغ پشت پنجره
رفتیم
.
.


این روزها بس سر نوشتن داری...

..................
ننویسم می میرم
سپاس
سارا


شايد اين صندلي و ميز تو را مي فهمد...!
با سلام و عرض ادب
سيب تجلي دوباره با كلي تاخير ولي دست پر و با اخباري لب سوز بروزه
و بشدت منتظر تشريف فرمائيتان
يا علي

...........................
سلام و سپاس از دعوت

سارا


دوستون داره ، قربونتون برم
برمیگرده :)

................
:)
میدوارم
سپاس سارا


سلام شعر کوتاه دلچسبی بود ضمنا دعوتید به خوانش و نقد شعر موفق باشید


مهمانت بودم
..........
صفا آوردید.
سپاس سارا


آخی... چه‌قدر شعرِ چهارسطرِ اول رو دوست دارم. به‌نظرم «دوست‌م ندارد دیگر» اگر نبود، باز شعر «شعر» بود و کامل و شاید از جهاتی به‌تر. خیلی جالب بود ولی، پریدم به کلاغ... :)


جای دوری نمیرود خانوم جان :)

..........................
:)
سارا


سلام

یکی این جا رو یه کم واسم توضیح می ده؟؟؟

دوست دارمش...
..................................

..

تمرین های من
است برای چیزی که دوست دارم
سارا


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





غم عشقش ده

و

عشقش ده

و

بسیارش ده





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.