March 05, 2011 | شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۸۹

هواداری

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ
در هواداری

نظرها

نوآوری!/حتی در نحوه خواندن شعر کلاسیک؟/
کاش شاعربه جای امان ازجدایی میگفت:
فغان از بدعت/


چیزهادیدم درروی زمین:

کودکی دیدم که ماه رابومی کرد.

قفسی بی دردیدم که درآن روشنی پریرمی زد.

نردبانی که درآن عشق می رفت به بام ملکوت.

من زنی رادیدم نوردرهاون می کوبید.

ظهردرسفره آنان بودسبزی،دوری شبنم بود،کاسه داغ محبت بود.

من گدایی دیدم دربه درمی رفت آوازچکاوک می خواست

وسپوری که به پوسته یک خربزه می بردنماز.

بره ای رادیدم بادبادک می خورد.

من الاغی دیدم یونجه را می فهمید.درچراگاه نصیحت گاوی دیدم سیر.

شاعری دیدم هنگام خطاب به گل سوسن می گفت" شما"

من کتابی دیدم واژه هایش همه ازجنس بلور.

کاغذی دیدم ازجنس بهار.

موزه ای دیدم دورازسبزه، مسجدی دورازآب.

سهراب سپهری



دوستم مثل همیشه تان زیبا
همواره مانا


سلام دوست عزیز
من از سالها قبل پست های شما رو دنبال میکنم
تقریبا از سال 86
بعضی از شعراتون واقعا زیباست


فقط یه پیشنهاد دارم
سال 86 یه قالب آبی وبلاگتون داشت
اون قالب زیباتر بود
البته فقط نظر بود


ممنونم از شما
و آرزوی موفقیت برای شما دارم

............
سلام آدم سال های قبل
سپاس گزارم که هنوز می آیید
سال 86 :)
سپاس
سارا


گفتمش سلسله ی زلف بتان
از پی چیست
گفت حافظ گله ای از دل شیدا می کرد


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: