March 01, 2011 | سه شنبه ۱۰ اسفند ۱۳۸۹

چون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر

نه که مهمان غریبم؟

تو مرا یار مگیر

نه که فلاح توام؟

سرور و سالار مگیر

نه که همسایه‌ی احسان توام
تو مرا همسفر و مشفق و غمخوار مگیر

نه که هر سنگ ز خورشید نصیبی دارد
تو مرا منتظر و کشته‌ی دیدار مگیر

.
.
.

تو مرا خفته شمر

حاضر و بیدار مگیر

نه که مجنون ز تو
زان سوی خرد
باغی یافت؟
از جنون خوش شد و می‌گفت: "خرد زار مگیر"

با جنون تو خوشم
تا که فنون را چه کنم؟
چون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر

من به کوی تو خوشم
خانه‌ی من ویران گیر
من به بوی تو خوشم نافه‌ی تاتار مگیر

بس کن و طبل نزن
گفت برای غیر است

من خود اغیار خودم
دامن اغیار مگیر

نظرها

سلام
مشتاقانه به دنبال کتابتان هستم
روباه سفبدب که عاشق مویبقی بود
کجا گیر می آورم؟کتاب دیگری هم دارید
سپاس فراوان
.........
نمی دانم الان هست یا نه
ولی پاساژ فروزنده روبروی دانشگاه تهران کتاب فروشی خانه شاعران می تواند داشته باشد
امیدوارم یعنی
سپاس گزارم
سارا


اصرار تعریف نشده و مبهمی به نظم سرایی در این شعر خودنمایی می کنه که شاید مفهوم رو پشت خودش حبس کنه...
بنظر میاد سروده ای مولاناایستی رو خوندم
و لی فکر در انتخاب واژگان کاملا هویداست...و آخر آنکه معنا مستتر و صعب العبور تر از شعرهای روشن دیگرتان است...
...............

این شعر مولانا است
اگر بودند خودشان لابد ....
لابدش را هم نمی‌دانم

سارا


بشر منظومه تحلیلی وسیعی داره
در عین حال که بی نقص در نظر داره چیزی یا کسی رو
میتونه نقد کنه
نقد
حقیقت نیست
نقد
نقد است...
از تعصبتون روی مولانا سپاس
پیامم این بود که
من نقد میکنم/پس هستم...
.........

خوب باشید
سارا


چه اصراری دارید شعر مولانا را تقطیع کنید؟
به نظرتان بهتر می‌شود؟
مولانا اگر می‌خواست نمی‌توانست این کار را بکند؟
.................
تنها طوری که می خوانمش می نویسمش
که اگر کسی هم مثل من دوست دارد همان طوری بخواندش
دسته بندی مشخص است
اصراری نیست این مدل را بخوانید
سپاس
سارا


این زمین مردمکت است حافظ و سپاه مژگان یک فینی خمار که در ردای امیر / کبیر رد می کند .

به خوانش شعرآستان دعوتید . با عشق


نیمایی خوب کم است حظ بردیم .ممنون !


مرسي سارا جان
ممنونم كه زيبايي‌ها را با ما قسمت مي‌كني.

لبخند بزن :)
............
تبسم شیطون
سپاس نازنین

سارا


من مولانا نمیخونم!
اما اینجا کِیف دارد..
به خصوص با این موسیقی..
البته شعر تندتر از موسیقی بود
باشی همیشه
:)


وبلاگ ناقوس بروز شد
ادامه داستان عمونجات و....[گل]
با شعری تقدیم به شیخ مهدی کروبی


salam
mamnun az inke ruhe maro har ruz taghziye mikoni,,
sarah


سلام بانو سارا
من بازهم میگم شدیدا به دنبال کتابتون هستم شما میگین شاید گیر بیاد!!
چه کنم ??من حتما میخامش هرجور شده
لطفا کمکم کنید مرسی
.............................
پاساژ فروزنده احتمال نود در صد دارد
خیلی نگران نباشید
باز مشکلی بود این جا هستم
سپاس
سارا


تو مرا جان جهانی ، چه کنم جان جهان را
نو مرا گنج روانی ، چه کنم سود و زیان را
...
چه خوشی عشق !
چه مستی !
چو قدح در کف دستی
خنک آنجا که نشستی
خنک آن دیده جان را !
...........................

خنک آن جا که نشستی
:)
سارا


با جنون تو خوشم
تا که فنون را چه کنم؟
چون تو همخوابه شدی بستر هموار مگیر

من به کوی تو خوشم
خانه‌ی من ویران گیر
من به بوی تو خوشم نافه‌ی تاتار مگی
i like it , i like sara


برای اون دوستی که کتابتون را پیدا نکرده:
من تقریبا یک ماه پیش از کتابفروشی نیک خریدم.روبروی دانشگاه تو خیابون انقلاب.هرروز یکسره تا ساعت ده شب بازه حتی روزای تعطیل
.............................
خیلی مهربانید
سپاس گزارم
سارا


از سایت شما بازدید شد


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: