janvier 27, 2008 | یکشنبه ۷ بهمن ۱۳۸۶

امپراطوری خاک

دارم از یاد می‌برم
دست خط تنم را
نستعلیق شانه‌ها و منحنی خنده‌هایم را
باید برهنه شوم
بروم زیر آفتاب
پیش باد

رفته بودم سفر
مدیترانه به من خندید
گفت
چرا از آب می‌ترسی؟
امپراطوری ایران شکست خورده
قرارمان تابستان
بیا با ملاحان پیر فینیقیه
برویم دریا‌نوردی

نظرها

اينجا گذاشتمش با لينکش و با اجازه ی شما البته ...
حال اساسی داد مثل همیشه ...


سلام ساراي مهربان
کلمات در شعرت حل می شوند
زيبا بود


من ۸ سال هر روز شنها را در ساحل می شمردم در همان ساحلی که می گويی.




... سکوت فرياد بی صداست
... آری سکوت فرياد سنگ است


خيلی با نوع نگارشت آشنا نيستم. اينم از درد بی سوادی

موفق باشيد.


بعد از دو روز که دیدم پیام قبلیم تو قسمت پیامها نیست فکر کردم با سلیقه خودتون حذفش کردین البته به خودم اجازه ندادم کسی رو متهم کنم.
بعد متوجه شدم که برای دیدن پیامهای جدید باید صفحه پیامها رو refresh کنم ...
از توجه تون ممنونم
قلمت همیشه گی باشه و نوشته هات موندگار
از اینکه دیدم آینه خودش رو هدیه داده به یه دونه پاگرد جدا خوشحال شدم.


بعد از دو روز که دیدم پیام قبلیم تو قسمت پیامها نیست فکر کردم با سلیقه خودتون حذفش کردین البته به خودم اجازه ندادم کسی رو متهم کنم.
بعد متوجه شدم که برای دیدن پیامهای جدید باید صفحه پیامها رو refresh کنم ...
از توجه تون ممنونم
قلمت همیشه گی باشه و نوشته هات موندگار
از اینکه دیدم آینه خودش رو هدیه داده به یه دونه پاگرد جدا خوشحال شدم.




پنجمين جشنواره خيريه پيام اميد


بار دیگر با یاری پروردگار مهربان و کمک و همیاری تمام شما همراهان عزیز، جشنی پرشور و بازارچه ای دیگر در راه است.

زمان برگزاری: روزهای چهارشنبه، پنجشنبه و جمعه، 24 و 25 و 26 بهمن ماه 1386 از ساعت 10 صبح االی 9 شب


نشانی محل برگزاری بازارچه: تهران، خیابان ولیعصر، پایین تر از چهارراه پارک وی، روبروی رستوران سوپر استار، مجتمع فرهنگی تفریحی سپید

مراكز فروش بليط:
1.زير پل كريمخان-جنب خيبان ميرزاي شيرازي-نشر چشمه.
2.خيبان شريعتي-پايين تر از سينما فرهنگ-فروشگاه دارينوش.
براي تهايه بليط مي توتنيد با شماره تلفن 09123487438 تماس حاصل نماييد.


بعد از این همه وقت تیکه حرفم نمایش داده نشد به خودم میگم آینه این جوری نیست حتما یه اشکال فنی بوده!!!!!

سارا :
متوجه نشدم !



شکست خوردن همون شکستنه؟؟؟
شکستن خیلی تلخه!!!
و این سکوت پرمعنا...


آينه هر ۱۵ روز يکبار گردگیری مي شد
شاید چند سال پیش بود
روزهای من با هر نگاه
جوانی هنوز پسوند مشخص تنم بود
بعد از چند سالی
نا اميد از گردگيری آينه
دو پاره خط فلش دار
هفت پاره خط
یک مربع
یک فشار دگمه
با طعم کنجکاوی
مرا به طبقه پاگرد آورد
از این همه گردگیری آینه در پاگرد
بیشتر حسرت خوردم که نبودم
شاید از عمر رفته ام
تشکر از صاحب این پاگرد


ولی امروز خيلی ها برای پيدا کردن
اين چيزها
مي روند
سولاريم
می روند جردن
می گويند آنجا سرخ پوستی هست که زير يک بشقاب پرنده می خواباندشان.
به کسی نگوييد ها
يکی رفته بود زغال اخته شده بود.
حالا من زغال اخته رو بگو
که دارم برای ارتش دشمنان ابر
سرخ پوستی می فرستم.
مثل لوک بی باک.
سه ابر پشت سر هم
و يک ابر تکی
يعنی شما
بردين جلو تر نياين.


ولی امروز خيلی ها برای پيدا کردن
اين چيزها
مي روند
سولاريم
می روند جردن
می گويند آنجا سرخ پوستی هست که زير يک بشقاب پرنده می خواباندشان.
به کسی نگوييد ها
يکی رفته بود زغال اخته شده بود.
حالا من زغال اخته رو بگو
که دارم برای ارتش دشمنان ابر
سرخ پوستی می فرستم.
مثل لوک بی باک.
سه ابر پشت سر هم
و يک ابر تکی
يعنی شما
بردين جلو تر نياين.


تولدمه سارا! ولی دلم عجيب گرفته!


سارا :
تولدت مبارک مهتاب زیبا
همیشه دلت روشن، دلت شاد


بذار اين سکوت سنگين به شکستن نرسه



سارا جان سلام
من مرضيه هستم . ما همديگر را در دفتر آهنگ ديگر ديده ايم . يادت هست ؟ مدتهاست پاگرد را می خوانم . آدمهای زيادی شعر می گويند اما تنها بخشی از آنها روح را متاثر می کند . با اشتياق می آيم و شعرهايت را بسيار دوست دارم .


سارا خانوم سلام
هميشه دلم ميخواسته با يه شاعر دوست بشم اگر تقاضای من بی جا نیست وخواستید بپذیرید به وبلاگم بیائید ودر صورتيکه کارم را پذيرفتيد اجازه بدهيد به هم لينک بدهيم اگر هم دلت نخواست عيب ندارد سر سوزنی از ارادت من نسبت به شما وشعر هايتان کم نميشود من از طريق خط کشيده ها به اينجا آمدم به هر حال اگه قابل دونستی جوابش را در خیزران برایم بنویس

با احترام اشتياق ومحبت فراوان


خنديدن مديترانه
منحنی های پاک شده
تنهايی در حسرت آفتاب
...
تعابير غم انگيزی از بودن ما در اين زمان است



بسیار لذیذ بود مزه اش تا چند ساعتی زیر دندان ام خواهد ماند .


ذهنم خيلي درهم برهم بود ..
مرسي ..آرومم كرد...

راست ميگي
خيلي وقته نرفته ام برهنه ؛ بي هيچ دغدغه ايي زير آفتاب


دارد از يادم می رود زنده ام...
دارد از يادت می رود زنده ام...
يادت رفته زنده ای
...
بيدارم کن ای آفتاب!
من بوسه های باد را می خواهم...
و يک تلفن


تحسين برانگيز

تعبير جالبی بود
هر چند از برداشت من


تحسين برانگيز

تعبير جالبی بود
هر چند از برداشت من


تحسين برانگيز

تعبير جالبی بود
هر چند از برداشت من


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: