octobre 24, 2007 | چهارشنبه ۲ آبان ۱۳۸۶

بی قراری

لباست را
جا گذاشتی
با چند خرده ریز
در جیب هایش

قلبم را
بردی
با تمام دریچه های پیچ در پیچش

.
.
.
.
.


..."زندگی در پیش رو" به زبان فرانسه
از تمام دوستان مهربانی که با بردباری تغییرات لحظه به لحظه مرا تحمل کردند
و زندگی در پیش رو را ساختند سپاس گزارم.


نظرها

من دوباره يه خواهشه کوچولو دارم.صفحه اول سايتتون يه نماآهنگ آزادي بود.آهنگي که روي اون بود منو ياد گذشته هام و خاطراتم ميندازه.ميخواستم اگه ممکنه به من کمک کنين که چه جوري ميتونم اگه سي دی اون هست اونو بخرم.از کجا می تونم اونو بخرم؟خواهش ميکنم من خيلی به اون احتياج دارم.چون تداعی گذشته ها رو برام ميکنه.کمکم کنين.


سلام
متن زيبايي بود.منم دوست دارم توي اين سايت يه جورايي حرف دلم يا.........بزنم
ممکنه به من کمک کنين.
در ضمن خوشحال ميشم اگه بازم متن و قطعات ادبي تصاوير زيبا دارين براي من بفرستين.
آرزوي موفقيت براتون دارم.


1. قالب وبلاگتون خیلی خوشگله!
2.La vie de devant etait beau, ...
3.تو لباسش خرده ریز بود... دلش جا نمونده بود؟


در تن ِ من گياهي خزنده هست
که مرا فتح مي‌کند
و من اکنون جز تصويري از او نيستم!


در تن ِ من گياهي خزنده هست
که مرا فتح مي‌کند
و من اکنون جز تصويري از او نيستم!


لباسش را شسته بود؟
.
.
.
.
.


دريچه های پيچ در پيچ . ..
دل که هیچ ! قلبم هم دریچه ندارد . . . .


سلام
و آرامش و آرامش
و آرامش
خیلی وقته که به اینجا میام
شاید
از اولین روزهای وب گردیم
و همیشه لذت بردم.
طبق معمول خسته نباشی


سلام

اولین باریه که میام اینجا و چقدر به دلم نشست حضور توی این وبلاگ....

بهم چسبید متنی که نوشته بودین


یک جنایت
بردن قلبی به صورت دزدکی
یک صداقت
گریه ایی شبانه برای خیانتی ناکرده

من در توهم صاحب بودن زندگی میکنم

گناه تازه ایی نداشت
من کشتمش
خیال خواب خیابان کرده بود
من کشتمش
....

&***
به نوشته های شما نمیرسه ولی براغی شما نوشته میشه سارای عزیز افتخار بدید تا باز هم رمقی برای این مرد توهم زده بماند برای نوشتن


کاش مراقب اش باشد!
سارا...


کوله بارش رابرداشت
ودربرابرلبخندپرازپرسش من
سکوت!
تقاص همه سال های رنج
اورفت...
ومن
به وضوح درچشمانش دیدم
که طرح دیگری ازسرنوشت
برپیکرزندگی اش
ریخته می شود...

بسيار زيباست . زيبا و پر از احساس .
تبريک ميگم سارا جان.زيباست....


بسيارزيباوبامحتوامينويسی نظرنشی
پيروزدارين باشی


قلبم اگر رفت خيالی نيست
وقتی رفت قلبم شکست


روزی بچه های مدرسه ای ، اسمت رو با سختی در کتاب تاريخ ادبيات ايران حفظ می کنند و زنان و مردان زيادی عاشقانه شعر هاتو می خونن، خيلی بيشتر از اين روزها، من می دونم


سلام دوست عزيز
سحوري با دو غزل قديمي به روز شد
سلام دسته ی گنجشک های تکراری
خوش آمدید به این قصه ی سپیداری
به قصه ای که نباید شنید ، باید دید
حدیث بوالهوسی های مردِ درباری...........
به سحوري بيا و حتمن نظرت را بنويس.
به انتظارم


هميشه وقتی وارد پاگرد می شدم
شعر جديدت رو می خوندم
شايد چندبار - خب خيلی ثقيل می نويسی
البته چیزی متوجه نمی شدم
بعد کامنت می ذاشتم - چرت و پرت
امروز قبل اينکه شعرت رو بخونم
ديدم اولين نفرم - چقدر خوشحال شدم
و کامنت گذاشتم - چرت و پرت
چقدر احمقم من
والبته به قول سارا - آنرمال
...


oh my god
من اولین نفرم
چه سبزم من امروز
...
ممنون
really


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: