octobre 17, 2007 | چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۶

کتاب فروشی

رمانت را
از میز کتاب‌های پر فروش
بر می‌دارم
نام کوچک توست
در فونتی بزرگ
جلد کتاب
رنگ پیراهن من است

ورق می‌زنم
ریز به ریز اولین دیدارمان
در پنج هزار نسخه
با اندکی تغییر
در جزئیاتی که
زندگی‌ی من بود

لابد نقدم می‌کنند
زن داستان سرخوش و ابله است
به دیروز، به پری روز
به فردا، به پس فردا
به زهر مار فکر نمی‌کند

کتاب را سرجایش می‌گذارم
روی میز پر فروش‌ها
فروشنده می‌پرسد
چه کتابی می‌خواهید
می‌گویم
داستان کوتاه جذاب

نظرها

رنگ جلد هر کتابی (نوشته یا نا نوشته )به رنگ پيراهن کسی است و پیراهن پاره ای کتاب ها جلد بسیاری از ما ها.


جلد ِ کتاب
رنگ پيراهن من است...

اين خط رو خيلی دوست داشتم!


اون کوفتی رو بزار سر جاش
گفتم که به درد تو نمی خوره
اون يکی هم همينطور
.
.
.
بيا واست يه کتاب خوب پيدا کردم
کجا می ری
کتابت رو جا گذاشتی
.
.
نمی دونم اين بچه چش شده
خيلی نگرانم براش
...


سلام سارا خانم جان...گاه می آيم چمباتمه می زنم توی پاگردت و نگاه می کنم به پيچ در پيچ پله هايی که می روند به آسمان...خسته نباشی...می شود بی زحمت زنگی به من بزنی؟ کاريت دارم درباره ی همين شعری که مشغوليم بهش....
۸۸۵۱۲۳۰۸- ممنونم و منتظر


فروشنده می‌پرسد
چه کتابی می‌خواهید
می‌گویم
چخوفم را می خواهم!


mara be yade filme Before Sunrise andakht in sher,ghashang bod..


گفتی همه را
تا آخرش
حتي کتابي که ميخواهي
همه را!
بارانی باشی.


لابد نقدم می کنند


لابد !


هنوز باور نمی کنم
در باورت
داستان زندگيم را اينگونه به پايان ببری
.
.
متاسفم
مطمئنا اين پايان من نخواهد بود
.
.
خوشحالم که
امروز
داستانت را خواندم
.
.
شاید فردا خیلی دیر بود


می گويم داستان کوتاه جذاب...
يا يک مجموعه شعر... شعر ها
شعر هايی پر از پاگرد...
شعری که می گويدم...و من قطره قطره از چشمهاش پايين می آيم!


دلم برای پاگرد تنگ شده بود ......پاگرد از یک نوع خاص ،پاگرد ساختمانهای قدیمی را می گویم.آنها که ردپای پدرهامان و مادرهامان را در دل دارند، مثل ساختمانهای قدیمی خیابان انقلاب یا آنها که تا به حال دل خاک گرفته شفافشان از ترس اینکه آسانسوری بیاید و تنها بمانند نلرزیده است.
سری به ساختمان آیینه
و پاگرد
زدم

قلمت پویا باشه همیشه


خوشحالم با تو آشنا شدم ...يک رابطه ی راحت و خوب با نوشته هايت پيدا می کنم وقت خواندنشان ...


too in donyaye bozogo shooloogh delam be gamie harfaaye to khoshe...salhast ke inja aroomam mikone ;;;vakht nakardam ya natoonestamkhoobbenevisam barat ke ba inke nadidamet aziztarin doostaaaayemani...ba shokolat roo divara ghaNarimikeshi ama nemiri:*

oonghad saram shoolooghe ke age to naboodi harfaaye delam gom mishodan!shayad delam mimord:)man dokhatarake kebrit fooroosham ke dr shode
...

saraye azizam:)


سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net از طریق کلیدواژه‌ی Yahoo mail به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد... متشکرم


خيلی باهاش حال کردم .يکی را دوست دارم که او هرگز نميداند/ نگاهش ميکنم شايد بخواند از نگاه من که من او را دوست دارم /ولی افسوس او هرگز نگاهم را نميخواند/ به برگ گل نوشتم که من او را دوست دارم /ولی افسوس او برگ گل را به دست کودکی اويخت.....


سلام
واقعا شعر قشنگی بود و اين آهنگ روش خيلی روم تاثير گذاشت
دوست عزیز
فروشگاه اینترنتی چاپار با هدف ارائه کتاب به سراسر کشو و راحتی خوانندگان مجموعه کاملی از کتاب های فانتزی. علمی تخیلی. ادبیات داستانی و ... را در سایت این مجموعه قرار داده است.
همینطور شما می توانید کتاب های کمیاب یا کتابهایی که در سایت موجود نمی باشد را از قسمت کتاب یابی سفارش دهید
این مجموعه با پرداخت در محل هزینه ها را دریافت می کند.

امیدواریم که علاوه بر اینکه شما هم از این مجموعه استفاده می کنید در قسمت لینکستان برای راحتی خوانندگان نیز قرار دهید
با تشکر
چاپار

http://www.chapaar.ir


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.