Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

septembre 27, 2007 | پنجشنبه، 5 مهرماه 1386

 
 
با همه‌ی دست‌ها

رفتیم و آمدیم
رفتیم و آمدیم
او قهر کرده بود با زبان‌ها و مردمک‌ها
با من، با تو، با همه‌ی دست‌ها

وسط میدان ونک
در آغوش گرفتمش
گفتم
دوستت دارم
روبروی گشت ارشاد
گفتم
نگران هیچ چیز نباش
پلیس سوت می‌زد
روی خط عابر پیاده

از دهانش گدازه‌های آتشفشانی بیرون می‌آمد
دست‌هایش پر از تاول بود

پس از روزها و شب‌هایی کشنده
رفتن‌ها و آمدن‌هایی در سکوت مطلق
با من حرف زد
از ترس‌ها و دروغ‌ها و آلودگی‌ی هوا
او سردش است
با او
هر جا که می‌بینیدش
با الماس‌های عمق چشم‌هایش
با دست‌هایش
عاشق باشید
او
تازه ترک کرده مواد مخدر را