avril 03, 2007 | سه شنبه ۱۴ فروردین ۱۳۸۶

سپس

دلفین‌‌ها بی آن که نگاهم کنند
از کنارم می‌گذرند
بدنم از فراوانی‌ی رنج تکیده شده است
یک ستاره‌ی دریایی‌
آرام به شانه‌ام می‌زند
می‌پرسد:
" فکر می‌کنی آن بالاها نیلوفرهای آبی شکوفا شده باشند؟ "

نظرها

داركوب عزيز ، نظري رو كه راجع به شعرهاي ساراي عزيز دادي خوندم و نتونستم بي تفاوت بگذرم . من هم مثل تو ميعاد در لجن رو خوندم ، حتي فراتر از اون عاشق نصرتم و يك پوستر بزرگشو توي اتاقم درست بالاي كامپيوترم زدم و اشعارش رو دائم زمزمه مي كنم .اما با اين وجود هرگز نمي تونم از اين همه صميميت و عشقي كه توي شعرهاي زيباي ساراست بگذرم و فكر نكنم اين همه لطافت و زيبايي رو كسي بتونه به زور تو شعرهاش بگنجونه. من وقتي ميام اينجا فقط به اين دليل كه زير اين بارون لطيف شعرگونه دوباره عاشق شم و اين چيزي نيست كه هيچكس بتونه به زور بهم تحميل كنه. يادت باشه وجود هيچ آدمي هر قدر هم بزرگ و گرانقدر وجود ديگري رو نفي نمي كنه.


اگه ناراحتتون کردم معذرت


نظرات من هميشه حذف ميشه نمی دونم چرا
يا قشنگ نيست و ازتون تعريف نکردم يه حيققت و گفتم شايدم سنم کمه حذف کردی ولی يه کتاب می گم بخون
((ميعاد در لجن))
این تیپ شعر دوست داری ولی بازم می گم می خوای متفاوت باشی ولی به زور نمیشه


زيبا بود مثل بيشترشان ...


گل يخ
گل يخ
هر صبح تو ميخندی
کوچک و پاکيزه
در من تو دل ميبندی

ای گل يخ شکوفه شو
شکوفه نميشه

گل يخ
گل يخ
....

سارای عزيز
مارو فراموش کردی وهنوز برای قلم مينويسی


گل يخ
گل يخ
هر صبح تو ميخندی
کوچک و پاکيزه
در من تو دل ميبندی

ای گل يخ شکوفه شو
شکوفه نميشه

گل يخ
گل يخ
....

تا هميشه بر سر اون خيابان خواهم ماند
حتی اگر نيايی

گل يخ
گل يخ
هر صبح تو ميخندی
کوچک و پاکيزه
در من تو دل ميبندی

ای گل يخ شکوفه شو
شکوفه نميشه

گل يخ
گل يخ
....

تا انتهای تنم نفست گرمم خواهد کرد

....



با سلام و ارادت ..مثل همیشه استفاده بردیم ..با انقلاب نوشتاری و یک سوپر شعر دیجیتالی به روزم ومنتظر نظر ارزنده ی شما


چقدر به دلم نشست از زیبایی .شاد باشی .


چه زيبا


سلام
با يه جستجو به اينجا رسيدم.. واقعا زيبا بود

هم اشعار... هم طراحی...
خسته نباشيد
با من هم دوست باشيد لطفا سارا خانم


به نام خدا
يکی بود طبقه پايينی که اسمش سجاد بود. يه شب آخر نمازش رفت سجده و ديگه بر نگشت. ناراحتی قلبی داشت نبايد زياد می موند. هم سن خودم بود.
به هر حال فکر کنم اون داره روی شاخه ها آواز می خونه. اگه اون بالاها ديديش سلام برسون.


سالتان نو

با شعری به روزم.

تا حضور.


سلام ...همیشه شانه هایم کبود همین دست هایست که بیداریم را نوید می دهند ...ممنون...سربزن ...


سلام به زنيدن من سر بزنيد
خوشحال می شوم نظرتان را در مورد شعر زنيدن بدانم


سارا محمدی و شعرهاش تجسم عينی مفهوم ...
ولش کن بابا
خيلی خوب بود


خانومي ، تو چقدر لطيفي!من هروقت ميام اينجا، فكر مي كنم كه شاعر شدم ، فكر مي كنم بيرون داره بارون مياد و من از يه حس تازه لبريزم و زندگي رو يه جور ديگه مي بينم ، اونجور كه يه سنجاقك، افتادن يه شبنمو روي برگ سبز كنار چشمه ، تو خنكاي سپيده دم مي بينه . حتي وقتي كه چشام تره و دلم ابري ، اينجا كه ميام فكر مي كنم مي شه از نو شروع كرد و روح خسته زندگي رو دوباره از شادي وجودم سرشار از آغاز مي كنم
هميشه برقرار باشي،خانومي


" فکر می‌کنی آن بالاها نیلوفرهای آبی شکوفا شده باشند؟ "
قشنگ بود.
اين آهنگ زمينه تو از همه قشنگ تره


سلام
از خوندن اشعار زيباتون لذت بردم
موفق باشيد


سلام خانمی/يک دوست جديد هستم/سال نو هر چند با تاخير مبارک باشه/آرزوی موفقيت دارم برای شما عزيز/به منم سربزنيد


سيو نکرده بودم
آمدم بخوانم و بروم


سلام
فکر نمی کنيد بهتر می شد اگر برای ارتباط درونی شعرخط سوم چيز ديگری می بود
ممنون می شوم اگر بياييد


شعر خيلي زيبايي بود
نیلوفرهای آبی، شکوفا شدن؟


ساده و در عين حال فوق العاده!‌ زيبا !


آخی .. دوست داشتم شعرت رو .. عاليه!


معمولا لفظ آخی را به کار نمی برم ولی اين نوشته کاملا اين حس را در من براگيخت.
آرام به شانه ات می زند و...


سلام سارا


فهميدی چرا اين شعر را دوست داشتم؟

زنده باشی



سلام:
خسته نباشی سارا . باور کنپاگرد تنها دريچه دنيای خستگی وسرسام زده ما به جهان روشن احساس است


فکر نمی کنم!