décembre 23, 2006 | شنبه ۲ دی ۱۳۸۵

صحنه‌های داخلی

WoodyAllen1.jpg

پنج قرار داشت، پنج و پنج دقیقه نمی‌دانم چطور sms زد، من که داشتم با عجله می‌رفتم بیرون، در حالی که یک آستین لباسم را هنوز نپوشیده بودم sms را اشتباهی خواندم که طرف شبیه آلن دلون است، برایش نوشتم معلوم است که طرف او باید همچین تیپی باشد، که مثلن اعتماد به نفس بدهم، بدجوری دلخورش کرده بودم. نگو او نوشته وودی آلن، بعد از کلی sms بی‌ربط، آخر شب که زنگ زد تازه متوجه عینک قاب مشکی و معصومیت پسرک شدم. دستش را زده بود زیر چانه و در اولین روز ملاقات تمام بدشانسی‌ها و شکست‌هایش را تعریف کرده بود. دوبار هم گریه‌اش گرفته بود: " همون سال اول انداختنم بیرون چون سر امتحان آخر ترم متافیزیک تقلب کردم. می‌دونین، داشتم توی روح پسری که کنارم نشسته بود نگاه می‌کردم."*


* وودی آلن

نظرها

:) ...


شاهکار!


Annie Hal (1977 Woody Allen,Diane Keaton)



سلام دوست عزيز.نوشته های خوبتون را دنبال می کنم.موفق باشيد.


عصر يک روز که من
پشت بر چشمه خورشيد غزل می گفتم
شاعری آمد و هوشيارم کرد
و مرا
رو به خورشيد نشاند.

دوست عزيز عالی بود دستت درد نکنه و موفق باشی


نمی دونم. ولی حس می کنم می شناسمت. چون حرفات برام آشناست. ببینم دانشگاه اصفهان ادبیان نخوندی؟


نثرت هم زيباست.در رقصنده با مرگ پيامی نوشتم .بخوان دوست نويافته
شاد زی


داشتم توی روح پسری که کنارم نشسته بود نگاه می‌کردم...


....:(زن موجود مقدسيست...
هر جنس مونثی زن نيست....)
لاری کرمانشاهی

:)


به روزم نازنين



من نشسته ام این گوشه در انتظار تو با عینک سیاه چهره ای زشت به زشتی توپ های پاره کودکیمان و تو با زیبایی و ثروت میروی دست در دست من بی پناه با عینک کلفت ساعت ده صبح و تو در پناه دل سنگت و او آلن دلون مغرور و خوش چهره


سلام
خيلی قشنگ بود مرسی
راستی چی ميخونی؟
به من هم يه سری بزن
موفق باشی





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.