novembre 15, 2006 | چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۵

گیج

گل
گاو
زبان را
دمش کنی
با نبات

لیمو بچکانی در آن
بنفش‌ها جادو شوند
برقصند در هم

از پنجره
پاییز را نگاه کنی
چسبیده کلاهش را
اما دامنش
کنار رفته در باد

و

فنجانت را سر بکشی

گل
گاو
زبان

یعنی شعر

نظرها

چقدر شعر هااینجاآرامند...شايد رام ...
کنار شعرهات نشستم ..بوی موزون چسبید.....


یعنی شر نه شعر ...


محشر بود سارای عزيز!! چقدر لذت می برم از اين سادگی در عين زيبايی


بسیار زیبا .


گل . . . گاو . . . زبان . . .
از این به بعد یعنی یک شعر !!!!


وای چه قشنگ بود...
سارا جان جادو می کنی با کلام ساده ات.


چادر گل گلی
موهای سفید
و یک فنجان گل گاو زبان تازه دم .
که همیشه برایش می بردم .
زوفا
بنفشه
سنبل طیف ...
جای مادر بزرگم خالی .



اين نه يک فراز است نه فرود درنگی است ميان ثانيه های اوج گرفتنی که شاعری ماندگار را به جهان شعر فارسی هديه خواهد کرد


ساده ی زیبا...


فقط با عرق ریزان روح می توان به یک چنین سبکپایی در فرم و زبان رسید.
اشاراتی که گستره شان به پهنای درد و رنج و آدمی است.
من دردی صیقل یافته در غنای این زبان می بینم که آگاه به زمختی ها و وخامت ها - آینه را درست در زاویه ای می گیرد که زیبایی در آن متجلی است.
و این شاید همان امید گمشده ای است که این روزها در زنگ صدای سارا بر من جاری است.
بانوی گل ها و
گوزن ها...


عالی ی ...
فريم به فريم ِ يه صحنه ی عاشقونه ی کوتاه اما تمام عيار .


سلام
پس از چندی که سر زدم... خوب بود
همين که هنوز کسی دور از تو می نويسد...
و می شود سر زده رفت سراغش...
حالت را خوب می کند...


سارا گرامی
هميشه ساده و در عين حال مقتدر حرف می زنی

در اوج باشي



سلام خانم محمدی عزيز
با يه غزل به روزم
بيايی خوشحال ميشم


عاليست دختر! تو کجاياين خاک اساطيری روييدی! و پرواز کردی!


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.