مردِ کارگری که در اتاقکِ آلومینیومی، بر تختِ آهنی، کنارِ پله برقیی پل ِعابرِ بزرگراه میخوابد، از من پرسید:
" کسی که روی پل مزاحم شما نشد؟ " ، گفتم خیر. کلاهش را برداشت، چشمانِ آبیاش در صورت حسابی
سوختهاش میدرخشید، لبخند زد و گفت: " حسابی کتک خوردند، جوانهای بیشخصیت"
نظرها
خب هر کی مزاحمت ايجاد میکنه حتماْ حقشه هر بلایی سرش بیاد ... بگذریم ... دوست ندارم بپرسم تو با اونایی که جوانان بی شخصیت رو زدن موافقی یا نه ... چون شاید همونایی باشن که جوانان باشخصیت رو هم میزنن؟(!) عوضش میپرسم اين پنه لوپه کروز سانچزه؟!
هميشه از خودم می پرسم آیا راه ديگری وجود نداشت؟
دمش گرم و سرش خوش باد!
باز هم بگین تصدی گری دولت زیاده! دیگه برقراری امنيت رو هم انداختند بر عهده جامعه مدنی ؛)
یک مزاحم روی پل!
یاد آن مردی افتادم که لواسون روی پل جلوی ما را گرفت، مرد دیگری که شاهد صحنه بود سر زمینش روی تخت دراز کشیده بود و به ما اشاره کرد : بندازینش توی رودخانه!
اميدوارم هميشه شاد وشيرين وشكلاتى باشيد
ازین عکس خیلی خوشم اومد...
ولی این نوشته دقیقا نمی دونم چه معنی ای میده...
راستی نمی دونم گفتم یا نه...ولی بهت لینکیدم...
باز سر می زنم...
مطالبت هميشه جذابه
ولی شما حتی يه سر کوچولو به آيينه ی من نمی زنی
بعضی وقتها روانشناسیو روانکاوی پرده ازشباهت عظيم بين خلاف کاران ومبارزان باآنها برميدارد.واقعيت اين است که مشکل اساسی جامعه عدم تعريف رابطه ای صحيح ومنطقی بين دوجنس است.کتک زدن وگرفتن وبستن هم شايد برای کوتاه مدت ضروری ومفيد باشد ولی گرهی ازکار فروبسته آینده نمی گشاید.باور کنید غیرت زیاد بی غیرتی می آورد.فشار فقط باعث کتمان وزیر زمینی شدن فساد وناهنجاری میشود در هر حال از متن زیبایت متشکرم.
سلام
جای تبریک داره شعراتون واقعا زیبان
در پي سفر خاتمي به آمريكا و جنجالي كه در ايران برپا شد
نامه اي نوشتم خودموني
از طرف جووناي مشتاق
به خاتمي براي حمايت او
در صورت تاييد اين قدم شما هم ميتوانيد نامه را امضا نماييد
پايين پل منتظر تاکسی بودم.داشت شب می شد.صدای جيغ يه دختر روی پل...دويدم بالا.پسری دختره رو خوابونده بود و ملچ ملچ می بوسيد.منو ديد .مثل برق بلند شد و گريخت.رو پله های پايينی گرفتمش.گريست.گفت:آقا به خدا مُردم ...ديگه داشتم ديوونه می شدم.آسمون که به زمين نيومد٬ اومد؟
........
چه می شود گفت؟
خب هر کی مزاحمت ايجاد میکنه حتماْ حقشه هر بلایی سرش بیاد ... بگذریم ... دوست ندارم بپرسم تو با اونایی که جوانان بی شخصیت رو زدن موافقی یا نه ... چون شاید همونایی باشن که جوانان باشخصیت رو هم میزنن؟(!) عوضش میپرسم اين پنه لوپه کروز سانچزه؟!
هميشه از خودم می پرسم آیا راه ديگری وجود نداشت؟
دمش گرم و سرش خوش باد!
باز هم بگین تصدی گری دولت زیاده! دیگه برقراری امنيت رو هم انداختند بر عهده جامعه مدنی ؛)
یک مزاحم روی پل!
یاد آن مردی افتادم که لواسون روی پل جلوی ما را گرفت، مرد دیگری که شاهد صحنه بود سر زمینش روی تخت دراز کشیده بود و به ما اشاره کرد : بندازینش توی رودخانه!
اميدوارم هميشه شاد وشيرين وشكلاتى باشيد
ازین عکس خیلی خوشم اومد...
ولی این نوشته دقیقا نمی دونم چه معنی ای میده...
راستی نمی دونم گفتم یا نه...ولی بهت لینکیدم...
باز سر می زنم...
مطالبت هميشه جذابه
ولی شما حتی يه سر کوچولو به آيينه ی من نمی زنی
بعضی وقتها روانشناسیو روانکاوی پرده ازشباهت عظيم بين خلاف کاران ومبارزان باآنها برميدارد.واقعيت اين است که مشکل اساسی جامعه عدم تعريف رابطه ای صحيح ومنطقی بين دوجنس است.کتک زدن وگرفتن وبستن هم شايد برای کوتاه مدت ضروری ومفيد باشد ولی گرهی ازکار فروبسته آینده نمی گشاید.باور کنید غیرت زیاد بی غیرتی می آورد.فشار فقط باعث کتمان وزیر زمینی شدن فساد وناهنجاری میشود در هر حال از متن زیبایت متشکرم.
سلام
جای تبریک داره شعراتون واقعا زیبان
در پي سفر خاتمي به آمريكا و جنجالي كه در ايران برپا شد
نامه اي نوشتم خودموني
از طرف جووناي مشتاق
به خاتمي براي حمايت او
در صورت تاييد اين قدم شما هم ميتوانيد نامه را امضا نماييد
پايين پل منتظر تاکسی بودم.داشت شب می شد.صدای جيغ يه دختر روی پل...دويدم بالا.پسری دختره رو خوابونده بود و ملچ ملچ می بوسيد.منو ديد .مثل برق بلند شد و گريخت.رو پله های پايينی گرفتمش.گريست.گفت:آقا به خدا مُردم ...ديگه داشتم ديوونه می شدم.آسمون که به زمين نيومد٬ اومد؟
........
چه می شود گفت؟