mai 26, 2006 | جمعه ۵ خرداد ۱۳۸۵

مسافرکشی

یک داستان نوشتم.

نظرها

انگار نصفِ داستان را نگفته باشی...
خواندنی بود!


ذوق طراحی بلاگت خوبه. شعرهات به دلم بعضا نشست اما داستان های تو به یه بار خوندن هم نمی ارزه


سارای عزيز
آن چه نوشتی مضمون خوبی داشت. فکر هم می کنم یک داستان مدرن نوشتی. اما به عقیده من نثر خوبی نبود. نثر بسیار پر دست اندازی بود. این شیوه شاید در شعری که می نویسی قابل قبول باشد اما نثر داستانش فرق دارد. در نثر نمی توان هر کجا که دلمان خواست کلمات را بچينيم.


سلام
خوبی؟
ممنون از اينکه بهم لينک دادی
خبر می دادی زيادی خوشحال نشم.
داستان نويسيت هم مبارک
خوش باشی
بای


وبلاگ بسیار زیبایی دارید میشه مارو هم
لینک بدین
ممنونم


سلام عزيز درکت ميکنم خوشحال ميشم بهم سری بزنی من با بقيه تفاوت دارم.


بدترین کار در مرود یک اثر هنری اینه که اونو نفهمی و ازش تعریف کنی یا اونو تضعیف کنی .
شعرهای شما رو با تمام وجودم درک می کنم و دوستشون دارم.اما در مورد داستان فکر کنم من بايد بيشتر کار کنم.
اگه وقت داشتيد يه سر به وبلگ تازه کار من بزنيدواگر اجازه بديد به وبلاگتون لينک بدم.


سلام
کتاب شعر جوان کاشان منتشر شد


سلام..خيلی سخت کسی حرفات و نفهمه... مشکل آدما همينه..هيچ وقت قدرت اين رو ندارن همديگرو درک کنن و بفهمن...آخ چقدر خوب ميشد آدما همديگرو همونجوری که هستن بخوان نه اون جوری که خودشون دوست دارم...زندگی ديگه داره از پا ميندازتم... خيلی زيبا بود..خيلی


سلام
بهتره در مورد داستان ديگه حرف نزنم حرفام رو تو خزه زدم و حالا ففط اومدم سایت رو ببينم.
خيلی خوبه موفق باشی





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.