چند روزی است بد سرفه میکنم
دکترم گفته: دیگر کتاب نخوان
وگرنه به پنجاه نمی رسی
بهتر!
دیگر خسته شدم از این حفرهی لعنتی توی سرم
کم کم
باید بخوابم
«مهدی ایمانی مهر»
بنام آفریننده ی تو
سلام ستاره ی شبهای آسمانم- امیدوارم حالت خوب باشدو سایه ی سلامتی
بر سرت. 84 هم تمام شد و یواش یواش میرود با تمام خوبی ها و بدیها یش.
خوبیهایش را به خاطر بسپار از باب آنکه یادت نرود بدی هایی هم هست
و هرگز خدایت تو را در مقابله با سختی ها تنها رها نمیکند.
و تجربه های تلخت را از باب آن به خاطر بسپار تا آموخته هایت را در راه
85 با گام هایی استوارتر - چشمانی بیدارتر- اندیشه ای مثبت تر و قویتر
و دلی سرشار از امید و روشنی بکار گیری و طی طریق کنی.
بر سر سفره ی هفت سین که نشستی - دست بر آسمان که دراز کردی
و آیات الهی را زمزمه نمودی کنج ذهنت مرا نیز بیاد بیاور و نامم را
از نفس نایت بر هنجره و سپس با کلامی پر از عشق از زبانتبر لبانت
جاری ساز و از خالقت آمرزش من وگناهانم را بخواه باشد که بپذیرد ای عزیز دل.
از پیشگاه دادار هور و متعال برای تو - خواهر ت - برادرت و باغبانانت( پدرو مادرت)
سالی پر از باران رحمت و برکت - سلامت و صلابت - عزت و سربلندی و فتح قله های
موفقیت و پیروزی را خواستارم. قربان تو ::: دلتنگ
دل توهم عاشق شد؟ دل تو هم رسوا شد؟ دیگه بافتنی نمی بافی؟
وقتي از قتل قناري گفتي
دل پر ريخته ام وحشت كرد .
وقتي آواز درختان تبر خورده باغ
در فضا مي پيچد
از تو مي پرسيدم :
- (( به كجا بايد رفت ؟
غمم از وحشت پوسيدن نيست
غم من غربت تنهائي هاست
برگ بيد است كه با زمزمه جاري باد
تن به وارستن از ورطه هستي مي داد
يك نفر دارد فرياد زنان مي گويد -
(( در قفس طوطي مرد
(( و زبان سرخش
(( سر سبزش را بر باد سپرد
من كه روزي فريادم بي تشويش
مي توانست جهاني را آتش بزند
در شب گيسوي تو گم شدم از وحشت خويش
حمید مصدق
هموطن عزيزم سال نو بر تو و تمامي عزيزانت مبارك باد .
اميد آنكه سال جديد با همت من و تو سال آزادي و رهايي
وطنمان باشد اين پيغام توسط ويروس درفش 1 براي شما
ارسال گرديده و هيچ اثر تخريبي بر روي رايانه شما ندارد
www.derafsh.org
قناری آب و دانه اش که ته کشید آوازش را هنوز داشت
آوازش که ته کشید ...
سلام
اواز خون قصه ها
شعراشو از ياد برده بود ....
......اما حالا قناري همه شعراش يادش مياد
حالا ديگه مطمينه كه جفتش اوازشو. ميشنوه اما نه اونجوري كه اون ميخونه
آواز قناری
تا سال ها بعد
در پژواک ميله های قفس
التهاب پر زدن
برای يافتن جفت اش را
فرياد خواهد زد!
بهار خواهد آمد و خواهد رفت .
.
سال نوات مبارک سارا ... آسمانی باشی
چند روزی است بد سرفه میکنم
دکترم گفته: دیگر کتاب نخوان
وگرنه به پنجاه نمی رسی
بهتر!
دیگر خسته شدم از این حفرهی لعنتی توی سرم
کم کم
باید بخوابم
«مهدی ایمانی مهر»
بنام آفریننده ی تو
سلام ستاره ی شبهای آسمانم- امیدوارم حالت خوب باشدو سایه ی سلامتی
بر سرت. 84 هم تمام شد و یواش یواش میرود با تمام خوبی ها و بدیها یش.
خوبیهایش را به خاطر بسپار از باب آنکه یادت نرود بدی هایی هم هست
و هرگز خدایت تو را در مقابله با سختی ها تنها رها نمیکند.
و تجربه های تلخت را از باب آن به خاطر بسپار تا آموخته هایت را در راه
85 با گام هایی استوارتر - چشمانی بیدارتر- اندیشه ای مثبت تر و قویتر
و دلی سرشار از امید و روشنی بکار گیری و طی طریق کنی.
بر سر سفره ی هفت سین که نشستی - دست بر آسمان که دراز کردی
و آیات الهی را زمزمه نمودی کنج ذهنت مرا نیز بیاد بیاور و نامم را
از نفس نایت بر هنجره و سپس با کلامی پر از عشق از زبانتبر لبانت
جاری ساز و از خالقت آمرزش من وگناهانم را بخواه باشد که بپذیرد ای عزیز دل.
از پیشگاه دادار هور و متعال برای تو - خواهر ت - برادرت و باغبانانت( پدرو مادرت)
سالی پر از باران رحمت و برکت - سلامت و صلابت - عزت و سربلندی و فتح قله های
موفقیت و پیروزی را خواستارم. قربان تو ::: دلتنگ
دل توهم عاشق شد؟ دل تو هم رسوا شد؟ دیگه بافتنی نمی بافی؟
وقتي از قتل قناري گفتي
دل پر ريخته ام وحشت كرد .
وقتي آواز درختان تبر خورده باغ
در فضا مي پيچد
از تو مي پرسيدم :
- (( به كجا بايد رفت ؟
غمم از وحشت پوسيدن نيست
غم من غربت تنهائي هاست
برگ بيد است كه با زمزمه جاري باد
تن به وارستن از ورطه هستي مي داد
يك نفر دارد فرياد زنان مي گويد -
(( در قفس طوطي مرد
(( و زبان سرخش
(( سر سبزش را بر باد سپرد
من كه روزي فريادم بي تشويش
مي توانست جهاني را آتش بزند
در شب گيسوي تو گم شدم از وحشت خويش
حمید مصدق
سلام -- -- -- عيدت مبارک نازنين -- -- -- شاد باشی و پويا
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت
سال نو مبارک ...
هموطن عزيزم سال نو بر تو و تمامي عزيزانت مبارك باد .
اميد آنكه سال جديد با همت من و تو سال آزادي و رهايي
وطنمان باشد اين پيغام توسط ويروس درفش 1 براي شما
ارسال گرديده و هيچ اثر تخريبي بر روي رايانه شما ندارد
www.derafsh.org
قناری آب و دانه اش که ته کشید آوازش را هنوز داشت
آوازش که ته کشید ...
سلام
اواز خون قصه ها
شعراشو از ياد برده بود ....
......اما حالا قناري همه شعراش يادش مياد
حالا ديگه مطمينه كه جفتش اوازشو. ميشنوه اما نه اونجوري كه اون ميخونه
آواز قناری
تا سال ها بعد
در پژواک ميله های قفس
التهاب پر زدن
برای يافتن جفت اش را
فرياد خواهد زد!
بهار خواهد آمد و خواهد رفت .
.
سال نوات مبارک سارا ... آسمانی باشی