janvier 09, 2006 | دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۴

تلفن همگانیِ بد خواب

تلفن زنگ می‌زند
شبِ شب است
می‌رود روی منشی
- سارا بیداری ؟
گوشی را بر می‌دارم
- چیزی شده ؟
- مرا ببخش،
یک تک پا بیا پشت پنجره
نگاه کن

ماه گم شده

نظرها

مگر قبلا پيدا بود؟


jaleb bood.
afarin be ooni ke zang zad


rasty . musice khoobi entkhab kardi , male file red bayad bashe .
man ham to yeki az karham be onvane backgroung estefade kardam .
age khasty beshnavi to site be name بی تو search kon



سلام. نمی دانم چه طور شد که سر از وبلاگتان در آوردم . ولی از اين اتفاق خوشحالم. شعر زيبايی بود.
ولی مدت هاست که ماه گم شده...
موفق باشيد


ماه در بياد که چی بشه؟


من از همه معذرت ميخوام حواسم نبود ماهو قورت دادم تا الان ديگه بايد کاملا هضم شده باشه


کمی به چپ ...
یک کم دیگر
مرسی
خوبه !
ماه است!


برخورد شاعر با زبان جدالی است مهيب برای فراچنگ آوردن روشن انچه که می بیند.
برخورد با فرم هم همین است»من فکر می کنم هر فرم ناب در وهله ی اول ماده ی خامی است مثل فولاد» و تلاش شاعر در پی دادن انحائی است به آن »انحنائی که خودش می خواهد.
شما به توانائی های مخصوص ذهن شاعرانه ی خود پی برده اید »شاعری بریده از قراردادها در جستجوی دیدی منحصر به خود.
قصدم تحلیل شعر شما به ساق چیزهائی نیست که خوانده ام
اعتقادم این است که درک اکتسابی »ذهن را از شگفتی های تازه محروم می کند.
شعرهائی هست که در مواجهه با آنها به قول ویلیامز»ناگهان خود را در اتاق خوابی می بینیم که داریم بند لباسهای زن را باز می کنیم و با هر گره ژرفائی از زیبائی در مقابلمان آشکار می شود» و خیره می شویم به آن تن برهنه ی بی شرم.
شعرهائی هم هست که برهنه اند»ناگهانی می آیند و ما را در شکوه خود خلع سلاح می کنند »بند و گره و لباسی در کار نیست»مثل باد زمستانی می وزند و نگاهمان را خیره ی شگفتی خود می کنند»
شعر شما از نوع برهنگی دوم است.

فکر نکنید با این مثال به ابتذال در غلتیده ام.
قدر خودتان را بدانید سارا خانوم
شعر شما بوسه ای است درست میان قلبهای ما


نگاه من
هنوز
به حفره ي سفيد رنگي است
كه در آسمان سياه
باز شده


salam

mesle hamishe migam ke sheratoon ghashangan va ye joorayi be del mishinan, vali mesle hamishe ye enteghad daram, oon ham dar morede onvane sheratoone.be nazare man age bishtar rooye onvane sheratoon kar konid aali mishe

mamnoon


شيرين بود..
ميشه لينک بدم به شعرهاتون؟
ممنون


سلام . انصافا شعر زيبايی بود . ولی ماه ... ماه گم نميشود ببين کسی سر راهش آن را ندزديده و در خانه اش قايم نکرده ....


خسوف شده بوده!
فکر کنم!

شايد روز بوده و کسوف بوده!


آه
حتی يکبار هم نتوانستم از زيبائی های ماه عکس بگيرم .
ماه من ،
فيگورت عاليست !


سلام
ماه،گمشدن ماه،بهانه بود برای ديدن تو...
تو که هميشه در قلب او هستی و خواهی بود...
به من هم سر بزن


salam,mesle hamishe az didane sitet khoshhal shodam
rasti mesle jazireyee kuchak dar mohasereye hemaghat va avamzadegi mimune,ke panahgahi monaseb vase adamaye farari az in sharayet hast


salam
kare khubi bod
man ham alan nemitonam farsi benevisam asabam khurde
az madod bacehhaye weblog hasti ke zod be zod up mikuni va hamishe ham sangin kar mikuni
khush bashi
va shaer
bye


ماه هم پيدا نيست
....


پرده چه رنگی است؟


ماه همیشه هست . . .
قشنگ و دوست داشتنی ولی سرد ...
روزها روشن است ولی خورشید را نمی بینم . . .





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.