juillet 02, 2005 | شنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۴

پرواز

روز اول گفت:
- قلبم بد جوری می‌زند.
روز دوم گفت:
- کاش می‌شد پرواز کنم.
روز سوم احساس کرد می‌خواهد بالا بی‌آورد، دو دستی جلو دهانش را گرفت.
روز چهارم اتفاقی نیافتاد.
روز پنجم پرنده‌ای از دهانش بال زد و رفت.
روز ششم مرد.
روز هفتم از شاخه‌ای به شاخه‌ای پرواز می‌کرد.

فرشته‌ها، مینی‌مال‌های رسول یونان، تهران: مشکی،1384

نظرها

بسيار زيبا بود خسته نباشيد و موفق باشيد


سلام -- -- -- روز اول خواندم. روز دوم می نويسم سلام. ... از خوندن نوشته هات لذت می برم. اين جور سايه ها ناياب نباشد ، کمیاب که هست! که من به اشاره انگشت دختری آسمانی ميهمانت شدم. -- -- -- شاد باشی و پويا


:)
دختری آسمانی!
آسمانی باشی





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.