décembre 25, 2004 | شنبه ۵ دی ۱۳۸۳

باید فکر زمین هم بود

roses_marc_chagall.jpg
*

درست که دردناک می‌شود شانه‌هایم
و تنم می‌خواهد
پرتش کنم از بالکن به خواب باغچه

اما مگر از تنی خسته
که شانه خالی کرده از رنج بودن
چند گل سرخ ممکن است بروید؟
هیچ،
می‌دانم!

بماند تنم برای جشنی،
که جسور و پولادین
اراده کند
برای خاطر چشمی یا شاپرکی
دست بشوید از بودن بالای مرز خاک

و بشود بروید هزاران گل سرخ از هر سلول تنهایم


*Marc Chagall
دست دوست درد نکند.

نظرها

به گل ها بگو
نمی خواهم ببينمشان
گل های بی رحمی را که
دو روز بيشتر عمر نخواهد کرد
و تنها فزايندهء عادت هستند
رويای زود گذر...
آيا می شود گل ها را مقصر دانست؟


salam....midanam khaste shodi az bas gofteand:ZIBAST MESLE HAMISHE....amma harfe digari nadaram!


خيلی قشنگ بود! بازم دست دوست درد نکنه :)


دنبال ايميلت ميگردم!


سلام .. خوبی ؟ ... واقعا عالی بود .. به اين اراده خسته نباشيد ميگم .. طرز فکر خوشگلی داری .. موفق باشی .. بازم ميام .. بابای


neveshtehaye khubi darid.


و بشود بروید هزاران گل سرخ از هر سلول تنهایم...

کاندرا می گويد: تنهايی لطافتِ نگاهِ غايب است!


وقتی به تو می انديشم ،
دلم برای تمام غنچه های باغ بی اندوهت
تنگ می شود .
دلتنگ می شوم .
دل
تنگ .





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.