octobre 06, 2003 | دوشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۲

دانشگاه

داد مي زد
فکر کنم گلويش پاره شده بود

اگر می شناختی اش
منفجر می شدی از خنده

يک دانشجوی نمونه
بايد بی طرف باشد
به سياست و...
ارزش ها و...
....

داد مي زد
فکر کنم گلويش پاره شده بود





бессонница

أرق

insomnio

slaplooshed

l'insomnie

insomnia

بی‌خوابی

失眠

uykusuzluk

. . .




برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.