در بابِ پیش گذاشتنِ در

در را پیش بگذار، یعنی در را نبند. در به چهارچوب نزدیک است، اما می‌دانیم بسته نیست. زبانه‌ی در آزاد است. می‌شود رفت و برگشت و پشتِ در نماند.

فکر می‌کنم، در همیشه باید پیش باشد، برای دوستانی که ترکم می‌کنند.

دیدگاه ها . «در بابِ پیش گذاشتنِ در»

  1. پدربزرگم همیشه می گفت در را پیش کن! وقتی از ساق تا ته انگشت های کشیده پای چپش از پاچه بیژامه بیرون زده بود و پای راستش را از غربت اتاق توی بغل خودش جمع می کرد.
    هی چایی می ریخت و هی میگفت بخور ” قوت داره!”
    آخر سر هم غربت اتاق همان یک کُله جا را هم مثل امپراطوری روم که دهکده گالیک رو فتح کرد گرفت و آن در برای همیشه پیش شد!
    می دانی سارای جانم
    همیشه ها را دوست دارم
    مثل هرگز ها
    تکلیف آدم را روشن می کنند!

    چقدر کم در مورد پدربزرگم نوشته ام
    بروم کمی به آن مرد قد بلند فکر کنم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *