باستانی پاریزی

توتِ رسیده
پیش پایم می‌افتد
بر می‌دارمش
سر میز می‌گذارم
پیرمرد بلند می‌شود
سمتش می‌روم
چند جمله می‌گوید
سر تکان می‌دهد
و
به مهمان‌ها در باغ می‌پیوندد
سارا محمدی اردهالی
جمع یاران یکشنبه، سروستان شیراز، ۲۷ اردی‌بهشت ۸۹

دیدگاه ها . «باستانی پاریزی»

  1. سلام سارا جون
    من خیلی وقته وبلاگتو میخونم ولی نظر نمیذاشتم هیچوقت، امروز دیگه دلم کباب شد!
    بابا ببین این سید معین چی میگه ، مگه میشه فقط ایمیلای این بنده خدا رو نگیری؟!
    جسارت کردم ببخش ولی واقعا دلم سوخت!!!

  2. سلام سارا جان
    هنوز منتظرم .
    به انتظار شعری از سوی شما که قراری بشه واسه دل زخم خورده ام. جواب ایمیل شما رو دادم.
    این لینک هارو ببین همون طرحی هست که واسه آیینه شما زدم…
    موفق و پیروز باشی همیشه…
    http://www1.upic.ir/images/l4qekdcs7kap31v8vdy.jpg
    http://www1.upic.ir/images/l4qekdcs7kap31v8vdy.jpg
    ……………
    خیلی زیباست
    کمی صبر کنید
    سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *