گربه

پنجه‌هایش را نشانت داد
چنگال‌های ظریف و ناتوانش را
به صورتت حمله برد
دندان‌های تیز و قوی‌ات را
بر هم گذاشتی
سر و صورتت را زخمی کرد
گربه غمگین بود
وحشت‌زده و مشکوک
گربه نمی‌فهمید
پلنگ‌ها تنها
با پلنگ‌ها جفت می‌شوند
گربه تنها بود

دیدگاه ها . «گربه»

  1. سلام
    همه شعرهاتون رو خوندم و خیلی لذت بردم
    این شعر هم خیلی زیبا بود…حسی که خودم هم در حال تجربه کردنش هستم…گاهی خیلی سخته وقتی حتی صورتی هم برای چنگ زدن نباشه…

  2. مجله ی الکترونیکی ” وازنا ” به صورت تخصصی به ترجمه ی شعر جهان ، نقد شعر ، ارائه ی مقالات تحلیلی و انتقادی و نظریه های ادبی معاصر ، معرفی آثار شاعران ایران ، معرفی اشعار کارگاهی ، معرفی کتاب های شعر و نقد می پردازد. هیأت تحریریه ی این رسانه ی ادبی متشکل از شعرآموزان مؤسسه ی هنری – فرهنگی کارنامه (مرتبط با مجله ی ادبی کارنامه) است که شاعر فقید آقای منوچهر آتشی سرپرستی آن را به عهده داشت و هم اکنون نیز توسط آقای حافظ موسوی اداره می شود. از جمله ویژگی های این رسانه اختصاصی بودن اشعار ترجمه شده در آن است که انحصارا ً و برای نخستین باردر این مجله نشر یافته اند.
    افزون بر این ، مجله ی شعر وازنا از طریق برگزاری همایش های ماهانه از شاعران شناخته شده ی کشور دعوت نموده و به نقد و بررسی آثارشان می پردازد ؛ می توان از میان میهمانانی که در همایش های وازنا شرکت جسته اند و با خواندن اشعار خود و همچنین ارائه ی دیدگاه ها و نقطه نظراتشان پیرامون شعر و ادبیات شرکت کنندگان را بهره مند نموده اند به آقایان سید علی صالحی ، شمس لنگرودی و خانم فرشته ی ساری اشاره کرد. همچنین انجمن کارگاهی شعر آن هر هفته در روز یکشنبه به نقد و گفت و گو پیرامون اشعار خود کارگاهیان است، دایر می باشد.
    شایان ذکراست که این نشریه ، فارغ از هر گونه موضع گیری خاصی ، شعرهای ارسال شده ی فعالان در عرصه ی شعر و ادبیات سرتاسر کشور را در وب گاه خود منتشر نموده و از هر گونه همکاری و مشارکتی نیز صمیمانه استقبال می کند.
    برای بازدید از وازنا ، ایجاد پیوند اینترنتی ، آغاز همکاری و همچنین ارسال آثارتان به این نشریه به آدرس اینترنتی http://www.vazna.com مراجعه نمایید.

  3. دوستم دو بچه گربه را گاهی با خودش به خانه ام می اورد. دو برادرند . آرامند و مهربان و رام. نه مثل قمبلی که حتی در همان کوچکی اش هم وحشی و نا ارام بود. طاقباز در بغلت می افتند و می گذارند تا بخواهی باهاشان بازی کنی.
    قمبلک با دیدنشان دیوانه می شود. به انها حمله می کند و کتکشان می زند. اگر انها را به اتاقی ببرم می اید و پشت در اتاق به در پنجه می کشد.
    برادر کوچکتر از قمبل نمی ترسد. می رود و با او می جنگد. هر پنجه ای که قمبل به سمت جثه ی کوچکش می اندازد دلم را می لرزاند.
    وقتی که می روند قمبلک آرامتر می شود و مهربانتر. گاهی صورتش را به صورتم می مالد و دور و برم می چرخد.
    قمبلک هم تنها وقتی که مرا به تمامی دارد می تواند به من بی اعتنا باشد.
    اینهم دیگر عجیب نیست.
    با مهر
    لیلای لیلی

  4. Salam.omidvaram haletun khub bashe.man Forough hastam.hamisheye hamishe,az un zaman k avalin alagheham b sher o shaeri peyda shod,weblog haye shoma,natijeye jostejuye search haye kalamati k mikhastam,dar net budan.va man hichvaght esme nevisande ro baraye moraje eye badi b weblog b khater nemispordam.hala chand sabahie k mibinam hamash miam tu ayeneh.com va weblog hayi k hamash tekrar mishan…ayene ro chand sale k mikhunam.chan dafe delam khas k name benevisam b un sandogh postie k dadin tu ayene ba naghashi,vali vaght nashod.man emruz fahmidam az shoma nevisande ham hastid!hatman b pedaram migam emshab in ketabetun k axe gushvare dare ro bgire,age dir nayumad khune.
    hatman avale ketabe ye chizayi raje b shoma neveshte.
    vush vush…Sara Mohammadie Ardehali…kash mishod bahatun dus mibudam!
    Ok…felan Khodafes.
    Forough_Tabestune89
    ……………
    آی آی
    …که چقدر در این نوشته دل مرا
    همین دیگر
    چه بگویم
    مهربانی و این همه دوست
    پر از شادی و شور باشی
    همیشه
    سارا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *