<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
<title>پاگرد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/" />
<modified>2010-03-08T06:58:26Z</modified>
<tagline>آه
اگر باران ببارد</tagline>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1</id>
<generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.2">Movable Type</generator>
<copyright>Copyright (c) 2010, sara</copyright>
<entry>
<title>ارتش سری</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000706.php" />
<modified>2010-03-08T06:58:26Z</modified>
<issued>2010-03-08T04:53:23Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.706</id>
<created>2010-03-08T04:53:23Z</created>
<summary type="text/plain"> روزی نامت را فاش خواهم کرد در این سال‌ها که پروردگار با لباس مبدل از شهر ما رفت تو خلبان‌ها‌ی افسرده‌ی بسیاری را با دوچرخه‌ای فکسنی‌ از مرزهای جنون رد کردی سارا محمدی اردهالی ۱۲ اسفند ۸۸ عکس: آرش...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p><img alt="DSC_4988c5.jpg" src="http://pagard.ayene.com/archives/images/DSC_4988c5.jpg" width="430" height="265" /></p>

<p>روزی<br />
 نامت را فاش خواهم کرد</p>

<p>در این سال‌ها<br />
 که پروردگار<br />
با لباس مبدل از شهر ما رفت</p>

<p> تو<br />
 خلبان‌ها‌ی افسرده‌ی بسیاری را<br />
با دوچرخه‌ای فکسنی‌<br />
از مرزهای جنون<br />
رد کردی</p>

<p>سارا محمدی اردهالی<br />
۱۲ اسفند ۸۸<br />
عکس: آرش عاشوری‌نیا</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>که ایام می‌رود</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000705.php" />
<modified>2010-03-05T18:44:17Z</modified>
<issued>2010-03-04T12:56:25Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.705</id>
<created>2010-03-04T12:56:25Z</created>
<summary type="text/plain"> پیاده‌روی با من زیاده‌روی می‌کند...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p><img alt="DSC_2985ee.jpg" src="http://pagard.ayene.com/archives/images/DSC_2985ee.jpg" width="400" height="292" /></p>

<p><br />
پیاده‌روی با من زیاده‌روی می‌کند</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>تعطیلات</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000703.php" />
<modified>2010-03-02T17:58:32Z</modified>
<issued>2010-02-27T15:50:40Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.703</id>
<created>2010-02-27T15:50:40Z</created>
<summary type="text/plain">ایستاده‌ای پیش چشمم هر چه شاتر را می‌زنم در عکس تنها دریا پیداست و دختر بچه‌ای که قلعه‌ای شنی می‌سازد سارا محمدی اردهالی ۷ اسفند ۸۸...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>ایستاده‌ای پیش چشمم<br />
هر چه شاتر را می‌زنم<br />
در عکس<br />
تنها دریا پیداست<br />
و دختر بچه‌ای که قلعه‌ای شنی می‌سازد</p>

<p>سارا محمدی اردهالی<br />
۷ اسفند ۸۸<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>مثل یک ایستاده در باد</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000701.php" />
<modified>2010-02-21T21:37:54Z</modified>
<issued>2010-02-21T12:33:57Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.701</id>
<created>2010-02-21T12:33:57Z</created>
<summary type="text/plain">می‌پرسد چه مدلی کوتاه کنم،‌ می‌گویم مدل &quot;ایستاده در باد&quot;، می‌گوید تا حالا نشنیده و چند اسم فرانسوی می‌گوید که ببیند یکی از آن‌ها است یا نه می‌گویم خیلی عجیب است چطور نمی‌شناسد، می‌رود کتابچه‌ای می‌آورد با خودش می‌گوید شاید...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poetical Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>می‌پرسد چه مدلی کوتاه کنم،‌ می‌گویم مدل "ایستاده در باد"، می‌گوید تا حالا نشنیده و چند اسم فرانسوی می‌گوید که ببیند یکی از آن‌ها است یا نه می‌گویم خیلی عجیب است چطور نمی‌شناسد، می‌رود کتابچه‌ای می‌آورد با خودش می‌گوید شاید ایتالیایی است می‌گویم نه نه اشتباه نکن در واقع اصلش به تپه‌ی سیَِلک کاشان بر می‌گردد، مال جاهایی است که هم باد زیاد می‌آید هم به دلایلی همیشه مجبوری بدوی، این مدل طوری است که نه در باد به هم می‌ریزد نه هنگام دویدن، همیشه خوب است، حتا اگر مثلن مجبور باشی نصفه شب از خانه جایی بروی، باز زیبایی خودش را دارد، نیاز به ژل و سشوار هم نیست، می‌گوید روی کاغذ بکش، یک زیگورات می‌کشم و یک نفر که کنارش ایستاده و برایش توضیح می‌دهم این مدل هفت هزار سال قدمت دارد، دیگر فهمیده دارم چرند می گویم، می‌پرسد ایرانی هستی، می‌خندم، می‌گوید این‌جا این مدل دوره‌ای مد می‌شود، الان چند وقتی است از مد افتاده برای همین دیگر یادم رفته بود.</p>

<p>لب دریا <br />
 باد می‌آید<br />
 همه دستشان به موهایشان<br />
دامن و کلاهشان</p>

<p>تو <br />
دست‌ها در جیب<br />
  مثل یک ایستاده در باد حرفه‌ای<br />
 با هفت هزار سال قدمت <br />
به امواج خشمگین<br />
 نگاه می‌کنی<br />
 <br />
شرق مدیترانه<br />
۲ اسفند آن سال<br />
سارا محمدی اردهالی</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>شمعدانی شمعدانی است</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000700.php" />
<modified>2010-03-04T13:55:46Z</modified>
<issued>2010-02-19T06:53:12Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.700</id>
<created>2010-02-19T06:53:12Z</created>
<summary type="text/plain"> روي آينه‌ي اتاق خواب نوشته بودي من اگر نبودم شمعداني را آب بدهيد فریاد می‌کشید شمعدانی اسم رمز کیست شمعدانی به کجا وابسته است می‌گفتی شمعدانی آب می‌خواهد هیچ رمزی نیست گیاهی که در سرما گل می‌دهد شمعدانی شمعدانی...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p> روي آينه‌ي اتاق خواب<br />
 نوشته بودي<br />
 من اگر نبودم شمعداني را آب بدهيد</p>

<p>فریاد می‌کشید<br />
شمعدانی اسم رمز کیست<br />
شمعدانی به کجا وابسته است</p>

<p> می‌گفتی<br />
شمعدانی آب می‌خواهد <br />
هیچ رمزی نیست<br />
گیاهی که در سرما گل می‌دهد <br />
شمعدانی شمعدانی است</p>

<p><br />
۳۰ بهمن آن سال<br />
سارا محمدی اردهالی</p>

<p><br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>آخرین ‌بار موهایت را بافته بودی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000697.php" />
<modified>2010-02-17T05:43:49Z</modified>
<issued>2010-02-16T19:42:40Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.697</id>
<created>2010-02-16T19:42:40Z</created>
<summary type="text/plain">لیوان چای را بر می‌دارم، کمی می‌نوشم و باز به نوشتن ادامه می‌دهم، درها و پنجره‌ها همه باز هستند، باد می‌آید، هیچ کس بلند نمی‌شود آن‌ها را ببندد، باد کاغذها را به هم ریخته، همه چیز روی زمین، پخش و...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>لیوان چای را بر می‌دارم، کمی می‌نوشم و باز به نوشتن ادامه می‌دهم، درها و پنجره‌ها همه باز هستند، باد می‌آید، هیچ کس بلند نمی‌شود آن‌ها را ببندد، باد کاغذها را به هم ریخته، همه چیز روی زمین، پخش و پلا شده، می‌نویسم، فکر می‌کنم باید بنویسم که شبی هم بود که باد بدی می‌آمد، درها و پنچره‌ها محکم به هم می‌خوردند و هیچ کس بلند نمی‌شد درها را ببندد، ما هر کدام در خلسه‌ی خود فرو رفته بودیم و فکر می‌کردیم به هر جهت درها باید باز بمانند شاید کسی که نیمه شب رفته، نیمه شب باز گردد.</p>

<p>۲۷ بهمن آن سال<br />
سارا محمدی اردهالی</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>افتخار</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000694.php" />
<modified>2010-02-10T19:24:19Z</modified>
<issued>2010-02-10T19:14:31Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.694</id>
<created>2010-02-10T19:14:31Z</created>
<summary type="text/plain"> پشت‌‌بام‌ها سربلند لبخند می‌‌زنند آی تمام شهرهای جهان به تهران قلب خاورمیانه تعظیم کنید شهر من محکم ایستاده است با تمام زخم‌های زیرزمینی‌اش ۲۱ بهمن ۸۸ سارا محمدی اردهالی...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poetical Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p> <br />
پشت‌‌بام‌ها سربلند لبخند می‌‌زنند<br />
آی تمام شهرهای جهان<br />
به تهران<br />
قلب خاورمیانه<br />
 تعظیم کنید<br />
شهر من محکم ایستاده است<br />
با تمام زخم‌های زیرزمینی‌اش</p>

<p>۲۱ بهمن ۸۸<br />
سارا محمدی اردهالی</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>شادی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000690.php" />
<modified>2010-02-03T22:10:36Z</modified>
<issued>2010-02-03T19:47:19Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.690</id>
<created>2010-02-03T19:47:19Z</created>
<summary type="text/plain"> چمدان آن قدرسنگین هست که تا ته اقیانوس سفر کند لباس‌ها پوسیده شوند رها میان آب‌ها آن قدر که هیچ کس نفهمد زنانه بودند اِسمال و بنفش سارا محمدی اردهالی بیروت، ۱۴ بهمن ۸۸...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poetical Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p> چمدان<br />
 آن قدرسنگین هست که<br />
 تا ته اقیانوس سفر کند</p>

<p>لباس‌ها پوسیده شوند<br />
رها میان آب‌ها<br />
آن قدر که<br />
 هیچ کس نفهمد<br />
زنانه بودند<br />
اِسمال<br />
و <br />
بنفش<br />
 <br />
سارا محمدی اردهالی<br />
بیروت، ۱۴ بهمن ۸۸</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>بهمن </title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000689.php" />
<modified>2010-01-30T18:39:23Z</modified>
<issued>2010-01-30T18:20:35Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.689</id>
<created>2010-01-30T18:20:35Z</created>
<summary type="text/plain">شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ‌ریز آمد کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گُریز آمد ز رعدِ آسمان بشنو تو آواز دُهُل یعنی: عروسی دارد این عالم که بُستان پُر جَهیز آمد که یاغی رفت و از نصرت نسیم...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Poets</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>شکایت‌ها همی‌کردی<br />
که بهمن برگ‌ریز آمد</p>

<p>کنون برخیز و<br />
 گلشن بین<br />
که بهمن<br />
بر گُریز آمد</p>

<p>ز رعدِ آسمان بشنو تو آواز دُهُل<br />
یعنی:<br />
عروسی دارد این عالم<br />
که بُستان پُر جَهیز آمد</p>

<p>که یاغی رفت و <br />
 از نصرت <br />
نسیم مشکبیز آمد</p>

<p> به گوش غنچه<br />
 نیلوفر<br />
همی‌گوید<br />
که یا عبهر<br />
به استیز عدو<br />
می خور<br />
که هنگام ستیز آمد</p>

<p> که نبوَد خواب را لذت چو بانگِ خیز خیز آمد</p>

<p>مولانا جلال‌الدین محمد بلخی</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>چه آتشی</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000687.php" />
<modified>2010-01-25T18:40:27Z</modified>
<issued>2010-01-25T04:34:26Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.687</id>
<created>2010-01-25T04:34:26Z</created>
<summary type="text/plain"> خورشید خانم ِ فلات قاره‌ی من کجایی من تنها لب مدیترانه‌ام غرب ِ شرق خم شو به سمت من بپيچ به طول من به عرض من کلمه‌ها نم کشیده‌اند با چوب‌های خیس چه آتشی روشن کنم سارا محمدی اردهالی...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p><img alt="Beyrouth881105.jpg" src="http://pagard.ayene.com/archives/images/Beyrouth881105.jpg" width="400" height="257" /></p>

<p></p>

<p>خورشید خانم ِ فلات قاره‌ی من<br />
کجایی</p>

<p>من تنها لب مدیترانه‌ام<br />
غرب ِ شرق</p>

<p>خم شو  به سمت من<br />
بپيچ<br />
به طول من<br />
به عرض من</p>

<p>کلمه‌ها نم کشیده‌اند<br />
با چوب‌های خیس<br />
چه آتشی روشن کنم</p>

<p><br />
سارا محمدی اردهالی<br />
 بیروت، ۵ بهمن۱۳۸۸<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>به هم ریخته و آشفته</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000686.php" />
<modified>2010-01-18T22:47:56Z</modified>
<issued>2010-01-17T11:52:40Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.686</id>
<created>2010-01-17T11:52:40Z</created>
<summary type="text/plain">با دمپایی‌ راحتی راه می‌افتد کتاب‌های نیمه‌باز زیر تخت را بر می‌دارد لباس‌های پراکنده را تا می‌کند مداد‌ها و فنجان‌ها را جمع می‌کند می‌آید پشت‌سرت دل دل می‌کند نزدیک نرمه‌ی گوشت می‌آورد لبش را صدای نفسش را حس می‌کنی برمی‌گردی...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>با دمپایی‌ راحتی<br />
راه می‌افتد<br />
کتاب‌های نیمه‌باز زیر تخت را بر می‌دارد<br />
لباس‌های پراکنده را تا می‌کند<br />
مداد‌ها و فنجان‌ها را جمع می‌کند<br />
می‌آید پشت‌سرت<br />
دل دل می‌کند<br />
نزدیک نرمه‌ی گوشت می‌آورد لبش را<br />
 صدای نفسش را حس می‌کنی</p>

<p>برمی‌گردی</p>

<p>اتاق خالی است<br />
به هم ریخته و آشفته</p>

<p>سارا محمدی اردهالی، ب<br />
۲۷ دی ۸۸ <br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>چون</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000685.php" />
<modified>2010-01-16T15:34:18Z</modified>
<issued>2010-01-16T09:15:22Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.685</id>
<created>2010-01-16T09:15:22Z</created>
<summary type="text/plain">سر را گرفته بودم یعنی که در خمارم گفت ار چه در خماری نی در خمار مایی ؟ گفتم چو چرخ گردان والله که بی‌قرارم گفت ار چه بی‌قراری نی بی‌قرار مایی ؟ سود و زیان یکی دان چون در...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Poets</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>سر را گرفته بودم<br />
یعنی که در خمارم</p>

<p>گفت<br />
ار چه در خماری<br />
نی در خمار مایی ؟</p>

<p>گفتم<br />
چو چرخ گردان<br />
والله که بی‌قرارم</p>

<p>گفت <br />
ار چه بی‌قراری<br />
نی بی‌قرار مایی ؟</p>

<p>سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی<br />
این‌جا دویی نباشد<br />
این ما و تو چه باشد<br />
این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی</p>

<p>خاموش کن که دارد هر نکته‌ی تو جانی</p>

<p>مسپار جان به هر کس</p>

<p>چون جان‌سپار مایی</p>

<p></p>

<p>مولانا جلال‌الدین محمد بلخی</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>صبح در کشورم</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000684.php" />
<modified>2010-01-18T22:28:55Z</modified>
<issued>2010-01-12T22:39:51Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.684</id>
<created>2010-01-12T22:39:51Z</created>
<summary type="text/plain">صبح در کشورم ساعت هشت یک نفر از زنش خداحافظی کرده رفته سمت ماشینش این طور از خواب بیدار می‌شوم می‌روم بیرون هیچ جا صبح در کشورم یک مرد دارد به سمت ماشینش می‌‌رود سیلویا با شور می‌گوید برویم فیلم...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Notes</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>صبح در کشورم ساعت هشت یک نفر از زنش خداحافظی کرده رفته سمت ماشینش<br />
این طور از خواب بیدار می‌شوم<br />
می‌روم بیرون<br />
 هیچ جا </p>

<p>صبح در کشورم یک مرد دارد به سمت ماشینش می‌‌رود<br />
سیلویا با شور می‌گوید برویم فیلم ایرانی ببینیم<br />
فیلم ببینیم<br />
دوست دارد<br />
فیلم ایرانی<br />
سالن پر است<br />
 فیلم را دیده‌ام<br />
نگاه نمی‌کنم<br />
صبح در کشورم زن در را می‌بندد<br />
بی‌دفاعم<br />
دست بسته<br />
دارم می‌شنوم<br />
پرویز پرستویی از گل‌شیفته می‌پرسد<br />
کدام مین؟ سر کلاس درس مین چه کار می‌کرد؟<br />
حالا نوبت گل‌شیفته است <br />
 کسی که می‌جنگد برای بچه‌هایش هم تصمیم گرفته<br />
سیلویا فیلم ایرانی دوست دارد<br />
در تاریکی برق کلاشینکف چشمم را می‌زند<br />
کلمات خنثی نمی‌شوند<br />
حواسشان نیست<br />
 وسط فیلم بلند می‌شوم<br />
مرد افتاده <br />
همه جا پر از شیشه خرده است<br />
زن برمی‌گردد<br />
بلندش می‌کند<br />
آخرین خبر امشب را می‌خوانم<br />
<a href="http://shirzad.ir/2010/01/post_164.html"><em>احمد شیرزاد</em></a> نوشته <br />
من دیدم<br />
 خودم دیدم<br />
 مغز متلاشی شده‌ی شوهرم را دیدم</p>

<p>سارا محمدی اردهالی، ب<br />
۲۲ دی ۸۸</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>کافی نت</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000683.php" />
<modified>2010-01-18T22:28:09Z</modified>
<issued>2010-01-07T09:13:33Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2010://1.683</id>
<created>2010-01-07T09:13:33Z</created>
<summary type="text/plain">هزار پنجره باز است انگشت‌ها می‌دوند روی دکمه‌ها سمت عکس‌های منتظر صدای قدم‌ها قطع نمی‌شود به صفحه کلید نگاه می کنم هیچ حرفی ندارم پنجره‌ی تو بسته است ۱۵ دی ۸۸ سارا محمدی اردهالی، ب...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>هزار پنجره باز است<br />
انگشت‌ها می‌دوند روی دکمه‌ها<br />
سمت عکس‌های منتظر <br />
صدای قدم‌ها قطع نمی‌شود</p>

<p>به صفحه کلید نگاه می کنم<br />
هیچ حرفی ندارم<br />
پنجره‌ی تو بسته است</p>

<p>۱۵ دی ۸۸<br />
سارا محمدی اردهالی، ب<br />
</p>]]>

</content>
</entry>
<entry>
<title>ماهی‌ها</title>
<link rel="alternate" type="text/html" href="http://pagard.ayene.com/archives/000682.php" />
<modified>2009-12-31T10:23:47Z</modified>
<issued>2009-12-31T07:40:17Z</issued>
<id>tag:pagard.ayene.com,2009://1.682</id>
<created>2009-12-31T07:40:17Z</created>
<summary type="text/plain">ماهی‌های پرورشی با تکثیری مصنوعی در حوضچه‌ها به دنیا می‌آیند دستگاه‌ها به استخرهای کوچک‌شان اکسیژن تزریق می‌کنند فربه می‌شوند در بسته‌هایی با تاریخ مصرف به هنگام می‌برندشان بازار ماهی‌های آزاد در وحشت کوسه‌ها خلاف جریان آب شنا می‌کنند عاشق می‌شوند...</summary>
<author>
<name>sara</name>
<url>pagard.ayene.com</url>
<email>sara@ayene.com</email>
</author>
<dc:subject>Sara&apos;s Poems</dc:subject>
<content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://pagard.ayene.com/">
<![CDATA[<p>ماهی‌های پرورشی<br />
با تکثیری مصنوعی<br />
در حوضچه‌ها<br />
به دنیا می‌آیند<br />
دستگاه‌ها به استخرهای کوچک‌شان<br />
اکسیژن تزریق می‌کنند<br />
فربه می‌شوند<br />
در بسته‌هایی با تاریخ مصرف<br />
به هنگام<br />
می‌برندشان بازار</p>

<p>ماهی‌های آزاد<br />
در وحشت کوسه‌ها <br />
خلاف جریان آب<br />
شنا می‌کنند<br />
عاشق می‌شوند<br />
جفت‌گیری می‌کنند<br />
و<br />
بسیاری‌شان<br />
هیچ وقت <br />
به آب‌های آزاد نمی‌رسند</p>

<p>۱۰ دی ۱۳۸۸<br />
سارا محمدی اردهالی<br />
</p>]]>

</content>
</entry>

</feed>