

خانه هنوز هست
اما آدمهایش مردهاند
یا شاید
( باید اینطور میگفتم: )
خانه ویران شدهاست
اگرچه آدمها هنوز هستند
نه
( اینطور هم نشد )
خانه هنوز هست
آدمها هم زندهاند
اما در این میانه
چیزی غایب است انگار
( نمیدانم )
شهاب مقربین، صفحه ی اینترنتی

خانه را رها کردم
خیابان و
جادهها را
به جست و جوی جایی که جایی نیست
شما را رها کردم
اما مرا رها نمیکند خیال شما
که در خانههای خود خواب میبینید
که از جادههای دراز
بازگشتهام
به خانههای شما
کنار جادهی بنفش کودکیام را دیدم، شهاب مقربین، تهران: آهنگی دیگر، 1382
و
...
زردی ِ من از من بود،
سرخی ِ تو از تو.
...
از ایمان
ازاین افق
که دور یا نزدیک
دیگر چندان برایم فرق نمیکند
فراتر نخواهیم رفت
چیزی که هست
میخواهم
بالشم را بر بال پرندهای بگذارم
که بر بستر آبی
خوابی بلند را میپرد
خوابی که هرگز نخواهم پذیرفت
که خواب بوده است
اول مرداد 1380
کنار جادهی بنفش کودکیام را دیدم، شهاب مقربین، تهران: آهنگی دیگر، 1382
...
...
یادم نرود یک شنبه صبح را، دوم بهمن را که زمین یخ بسته بود.
یادم نرود دلی را که از صبح تازهتر بود،
یادم نرود نسیم قشنگ چشمهایی را که به کلمه محتاج نبود.
یادم نرود شما را !
کو تا شما دوباره آرام و زیبا گنجشک تنها و ترسیده مرا دانه دهید.
من همین دانهها را تا هزار زمستان یخبندان با خود خواهم برد...
یادم نمیرود شما را !
یک لحظه از یک روز
آرام و نرم
میآید
و حرف پنهانش را میزند
حتا اگر خفته باشی
بیدارت میکند
و حرف پنهانش را میزند
پس آن گاه
دوباره محو میشود
آرام و نرم
مانند یک لحظه
کنار جادهی بنفش کودکیام را دیدم، شهاب مقربین، تهران: آهنگی دیگر، 1382
و :
پرويز كلانتري، نقاش و نويسنده
برفی سنگین نشست...
درختی زیبا شد
درختی شکست
 
 
 
 
 
کنار جادهی بنفش کودکیام را دیدم، شهاب مقربین، تهران: آهنگی دیگر، 1382
 
 
 
 
 
 
 
 
کلیپ برف نو، روانبخش صادقی
شعر و صدای احمد شاملو، موسیقی کیتارو