صفحه‌ی 11 از 11
December 24, 2002 | سه شنبه، 3 دیماه 1381

مرغ آبی ها

از سرم بيرون نرفتند !

ادگار مورن(جامعه شناس فرانسوی)
از يک تثليث انساني سخن می گويد که قابل
تفليل نيست، و همواره بايد در نگاه به انسان
آن را در نظر داشت:
. (نوع ـ فرد ـ جامعه )

اين واژه مرغابی ها آهنگ خاصی دارد، مرا ياد
اين تثليث می اندازد !

انسان به عنوان يک موجود زنده در طبيعت،زن يا مرد...مرغ
انسان به عنوان يک فرد با ويژگی های خاص خودش......آبی
انسان در جامعه ای از انسان ها که با آنها در کنش است ...ها

مرغابی ها مدام به پرسش می کشند:

چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟چرا؟

December 17, 2002 | سه شنبه، 26 آذرماه 1381

زبيگنيف پريسنر

همين آهنگ(Dekalog)...
و
قرمز، سقيد و آبی
سه گانه کریستف کیشلوفسکی
کار زبيگنيف پريسنر است !

یک لهستانی
...
پس از عشق،
سکوت
ناب ترین چیزی است
که فرا گرفته ام

November 28, 2002 | پنجشنبه، 7 آذرماه 1381

شهر ما، مدرسه ما


ناظم ها با خط کش های سی سانتی فلزی
دانش آموزان نگران نمره انضباط، نگران اخراج از مدرسه، تنبیه
خبرچین هایی که مدیردوستشان دارد
و خود شیرینی های شاگرد اول ها که میز جلو می نشینند...
ناظم چرخی می زند در حیاط، زنگ تفریح هم در اضطراب طی می شود...
تکیه داده ای به پنجره، ردیف آخر
مریم کنار سطل اشغال یک لنگه پا ایستاده،
کتاب داستانش زیر میز باز است
همانجا که تینا دارد ناخن هایش را لاک می زند...
درس می دهد معلم
به دیوارها ونیمکت ها و روسری ها

گوشه نیمکت یادگاری می نویسی:
زنگ آخر!
November 24, 2002 | یکشنبه، 3 آذرماه 1381

خيابان بلفاست ، ايرلند شمالی ،آخرشب

هوا تاريک است،مردی آرام از يکی از کوچه ها
مي گذرد، ناگهان مردی او را نگه می دارد در
حاليکه او را با اسلحه تهديد می کند، مرد فرياد
می کشد :
بگو ببينم تو کاتوليک هستی يا پروتستان؟
مرد با ترس و لرز می گويد :
من ملحد هستم !
مرد مسلح کمی می ماند اما ادامه می دهد :
خوب حالا بگو ملحد پروتستان هستی يا ملحد
کاتوليک ؟

November 23, 2002 | شنبه، 2 آذرماه 1381

وجدان يک مرد ۲۸ ساله

وجدان يک مرد ۲۸ ساله هندی در سال ۱۹۷۸
چه حکم می کرد در مورد زنی که برای زنده
ماندن کودکش از هیچ گزینه ای صرف نظر
نمی کند ؟
وجدان يک دختر ۱۴ ساله از طبقه بالای فنلاند
چگونه است در این مورد در سال ۱۹۸۵ ؟
وجدان يک پيرمرد ۸۳ ساله مرا کشی که
برای قتل زنش در زندان به سر می برد !
وجدان يک زن فقیر ۴۵ ساله ايرلندی ...
نگاه یک مرد ۳۷ ساله ایرانی وقتی در
صبح ۲۳ نوامبر ۲۰۰۲ از کنار این زن می گذرد
در یکی از خیابان های شهر ...

آیا وجدان تاریخ و جغرافیا و .... دارد ؟



November 17, 2002 | یکشنبه، 26 آبانماه 1381

بودن

از چهار گزينه زير يکی را انتخاب کنيد:

۱- من يک اسب هستم.
۲- من يک موش هستم.
۳- من يک گرگ هستم.
۴- من يک گاو هستم.

...و اينگونه زندگی در جامعه با حق انتخاب
آغاز می شود.
زنی ۴۸ سال اسبی نجيب بود و تمام اسبيت
خود را رعايت کرد ،بی آنکه لحظه ای از کار
کنار کشد ...يا شک کند .

مردی گاوی قابل احترام بود،که تمام گاو ها را
به زانو در آورد در گاويت خويشتن خويش !

November 16, 2002 | شنبه، 25 آبانماه 1381

زندگی


..ممکنه
همه فلسفه زندگی آدم عوض بشه
... همه چيز وارونه بشه ...
حتی احساسی که با آن زندگی کرده...
نگاهش ...اميدش ...آرزو هايش...
...و شناختش از انسان ، زندگی و...
...
با اين همه آدم نمی ميرد ...
..بايد راهی را پيش گرفت !
November 12, 2002 | سه شنبه، 21 آبانماه 1381

اقليت و اکثريت


سيطره فکری اکثريت بر اقليت چه مشروعيتی دارد ؟

این همه حرف روزانه انتشار می یابد ....
به راحتی بی قیمت بدون نظارت
اين ها چه اکثريتی را می سازند ؟

November 09, 2002 | شنبه، 18 آبانماه 1381

نوشتن


سارا برای چه می نويسی ؟ ...دوست دارم

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 >>