Powered by:
Movable Type 2.64
Gardoon.net

desighn By:
Ayene

février 22, 2008 | جمعه، 3 اسفندماه 1386

...

می گوئی
مثل گذشته ها، ترانه شادمان بنویسم
نمی‌توانم،
ماه، مثل گذشته‌ها نیست که در آوازم می‌چرخید
معتاد است ماه
و پشت پنجره‌ها می لغزد
و فرو می‌افتد،

آفتاب
با پای شکسته
بر پله بیمارستان دراز کشیده و
بچه‌ها با نورش بازی م‌ کنند،
اسب‌ها
به حساب بانکی‌شان نگاه می‌کنند و
سپس می‌دوند،
قاطر دن کیشوت
مایه رشک رخش است.

می‌گوئی
مثل گذشته‌ها
سرودی بنویسم.

رستم
در جلیقه خدمتکاران
مشتریان جدید را می‌خنداند و سرگرم می‌کند
و صدای دو جغد را
بر سطور کتابم می‌شنوم
که وصیت نامه دنیا را
تصحیح می‌کنند.

شمس لنگرودی، ملاح خیابان‌ها: مجموعه شعر، تهران: نشر آهنگی دیگر، 1386

mai 20, 2007 | یکشنبه، 30 اردیبهشتماه 1386

سی و چهار

الفبا برای سخن گفتن نیست
برای نوشتن نام توست
اعداد
پیش از تولد تو به صف ایستادند
تا راز زادروز تو را بدانند
دست‌های من
برای جست و جوی تو پیدا شدند
دهانم
کشف دهان توست

ای کاشف آتش
در آسمان دلم توده برفی است
که به خنده‌های تو دل بسته است


پنجاه و سه ترانه‌ی عاشقانه، شمس لنگرودی، تهران: آهنگ دیگر، 1383

décembre 26, 2005 | دوشنبه، 5 دیماه 1384

...

برای ستایشِ تو
همین کلمات روزمره کافی است
همین که کجا می روی، دلتنگم

برای ستایشِ تو
همین گل و سنگریزه کافی است
تا از تو بتی بسازم.

پنجاه و سه ترانه‌ی عاشقانه، شمس لنگرودی، تهران: آهنگ دیگر، 1383


و
اي مطرب خوش قاقا، تو قي‌قي و من قو‌قو
تو حق‌حق و من دق‌دق، تو هي‌هي و من هو‌هو

یک شيطنت :
ارداویراف

septembre 04, 2005 | یکشنبه، 13 شهریورماه 1384

آن که

آن که تو را می‌جوید
در جست و جوی خویش است
هر آن که از تو سخن می‌گوید
از خالی‌های درون خود سخن می‌گوید.

با خود گفتگو کن
هم‌چون چشمه‌ای،
رود
ادامه ی راه توست.

باغبان جهنم، شمس لنگرودی، تهران: آهنگ دیگر، 1383

août 29, 2005 | دوشنبه، 7 شهریورماه 1384

چرا همگان را نبخشم

Don Quichotte .jpg
Don Quichotte,OPERA NATIONAL DE PARIS


چرا همگان را نبخشم
چرا از خاطر نبرم زخم‌ها را،
من که فراموش خواهم کرد
نشانی خانه‌ام
چهره‌ی کودکم
و تلفظ نامم را از دهانت،

و شعله که بر باد خواهد رفت.

باغبان جهنم، شمس لنگرودی، تهران: آهنگ دیگر، 1383

juillet 05, 2005 | سه شنبه، 14 تیرماه 1384

...

زنگوله‌ها را به صدا درآورید
شاعر
تمام کرده‌است،
شاعر شعرهای بی‌معنا

و ما برابر گورش ایستاده‌ایم
دلتنگیم
و نمی‌دانیم چه بر سنگش بنویسیم.

سوکواریم
و نکته‌ی بی‌معنایی که خوشایند شاعر باشد
به خیال‌مان
نمی‌رسد.

باغبان جهنم، شمس لنگرودی،تهران: آهنگ دیگر، 1383

février 28, 2005 | دوشنبه، 10 اسفندماه 1383

...

بسیار شاعران
در جست و جوی نیم دیگرشان پیر می‌شوند
بی‌ترانه‌ای، سرودی.

بسیار شاعران
در جست و جوی کفی نور
تاریکی‌ها را ورق می‌زنند
و به انتها می‌رسند.

بسیار شاعران
که مدادی ندارند
و شعرهای درخشانی چون حباب
به سرانگشت باد
بر آب می‌نویسند

و چه برگ و قلم که تباه می‌شود
ازجنگل‌هایی
که سایه‌گاه پرندگان بودند
پرندگان بی واژه، بی قلم
که ترانه خوانان
سخن می‌گویند
با نیم دیگرشان
در روشنایی
و در تاریکی.


نت‌هایی برای بلبل چوبی،محمد شمس لنگرودی،تهران: نشر سالی،1379