

میگویی شعر عشق را بیان میکند
در قالب واژهها
اما چه میماند
در کلمات
و چه میزید در آن؟
غبار هجاها
اوزان در هم شکسته
دستور زبان
قافیههای بیهوده.
خلسه بر ویرانهها، نونو ژودیس، برگردان: احمد پوری، چشمه: 1385
هواي خوب
مثل
زن خوب است
هميشه نيست
زماني كه هم است
ديرپا نيست.
مرد اما
پايدار تر است.
اگر بد باشد
مي تواند مدت ها بد بماند
و اگر خوب باشد
به اين زودي بد نمي شود.
اما زن عوض مي شود
با
بچه
سن
رژيم
سكس
حرف
ماه
بود و نبود آفتاب
وقت خوش.
زن را بايد پرستاري كرد
با عشق.
حال آن كه مرد
مي تواند نيرومند تر شود
اگر به او نفرت بورزند.
چارلز بوكووسكي، برگردان احمد پوری از وبلاگ شمس لنگرودی
* به دلایلی
از این پس، قسمت دوم نام خانوادگیام را با خودم میآورم : اردهالی
سارا اردهالی
براي تو و ماه نغمه سر دادم
اما تنها ماه آن را به خاطر دارد.
خواندم
ترانههايي شاد سرانه
با قلبي آزاد
حنجرهاي رها
حتي ماه آنها را به خاطر دارد
و با من مهربان ميشود.
براي تو و ماه نغمه سر دادم، گزيده اشعار كارل سندبرگ(دو زبانه)، برگردان احمد پوري، تهران: مرواريد، 1383
احمد پوري عزيز !
دورهگردي كه جهان در اوراقش خلاصه ميشود
در آوازهايش...
ناظم حكمت
" دنيا را گشتم، بدون تو"
"تو را دوست دارم چون نان و نمك"
پابلو نرودا
"هوا را از من بگير، خندهات را نه!"
فدريكو گارسيا لوركا
"مرغ عشق ميان دندانهاي تو"
اورهان ولي
"تو خواب عشق ميبيني، من خواب استخوان"
يانيس رتيسوس
اوزيپ ماندلشتام
مارينا تسوتايوا
بلا اخمادولينا
.
.
.
شهادت ميدهم
مكث كه ميكند
براي پيدا كردن بهترين كلمه
بر بند بند انگشتانش پروانه مينشيند
احمد پوري عزيز !
هر شعری فرزند عشق است
کودکی سر راهی، حاصل پیوندی حرام
نخستین نوزاد، در پناه باد
کنار راه آهن.
برای دل، هم محراب است و هم دوزخ
برای دل، هم پردیس است و هم غم.
پدر؟ که می داند کیست
شاه، یا شاید یک راهزن.
آخر اما دل یکی است(گزینه شعر جهان)،مارینا تسوتایوا، برگردان احمد پوری،تهران: باغ نو،1380
تو را بانو نامیدهام
بسیارند از تو بلندتر، بلندتر.
بسیارند از تو زلالتر، زلالتر
بسیارند از تو زیباتر، زیباتر.
اما بانو تویی.
از خیابان که میگذری
نگاه کسی را به دنبال نمیکشی.
کسی تاج بلورینت را نمیبیند،
کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت
نگاهی نمیافکند.
و زمانی که پدیدار میشوی
تمامی رودخانهها به نغمه در میآیند
در تن من،
زنگها آسمان را میلرزانند،
و سرودی جهان را پر میکند.
تنها تو و من،
تنها تو و من عشق من،
به آن گوش می سپریم.
هوا را از من بگیر خندهات را نه، پابلو نرودا، برگردان احمد پوری، تهران: چشمه،1376.