February 17, 2016 | چهارشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۴

ماهی


ماهیِ مانده در تور
تو می‌میری
تو را نمی‌خواستم

نظرها

سلام سارا


تفاوت زمان افعال
نقش ظريف كلمات
و صداقت هميشگي سارا

خيلي با ذهن بازي مي كند.
...............

سلام :)
شاید صداقت به کار بیاید در نهایت
خیلی ممنونم
سارا



سلام،مرسی سارای عزیز.
چه هنرمندانه تلنگر میزنید بر وجدانمان
.............

خیلی ممنونم
وجدان چرا؟
شاد و آرام باشید
سارا


سلام
مثل همیشه کوتاه و پرمعنی و فوق العاده
شعرتون گویی پاسخی به این شعر حافظ بود:

در بحر فتاده ام چو ماهی
تا یار مرا به شست گیرد
.................

سلام
خیلی ممنونم از یادداشت
شاد آرام باشید
سارا


دارم کلمه ها رو یکی یکی کم می کنم که بشن 550 تا و بفرستم به عنوان یادداشت برای «تجربه». وقتی کتابت رو به عنوان یکی از کتاب هایی که امسال برای عید «تجربه» می نویسم انتخاب کردم، می دونستم که خوش می گذره و این آخر هفته خیلی خوب گذشت با کلماتت... ممنون ها
................

سلام
خیلی ممنونم که وقت گذاشتید
خوش‌حالم شما نوشتید برای این کتاب
واقعن لطف کردید
ذوق دارم زودتر بخوانمش
باید یاد بگیرم

سپاس
سارا


سلام بانو
غرض از مزاحمت اينكه ميخواهد اين نوپا راه رفتن در وادي شعر را ياد بگيرد براي ايستادن دست به سوي شما دراز كرده كاش كمكش كني
در پيوندها دارم شما را
ممنون ميشم كه راهنماي من باشيد
.............

سلام دوست عزیز
من چندان نقد و بررسی نمی‌دانم
هر کس راه خودش را می‌رود
امیدوارم راه خود را بیابید
شاد باشید
سارا


به زحمت خودم را به تورت انداختم
می مانم و
می میرم
بخواهی یا نخواهی ...

.............

ای نگارین نازنین
شاد و آرام باشی
سارا


همیشه شعرهاتونو می خونم و لذت می برم ... همیشه
................

خیلی ممنونم سجاد عزیز
شاد و آرام باشی
سارا


درود
شاعران
مرده به دنیا می آیند و
زنده از دنیا می روند


شعرهایتان را خیلی دوست دارم.
خیلی آرام و خیلی لطیف.
...............

خیلی لطف دارید
خیلی ممنونم
شاد و آرام باشید
سارا


از اینجا رد می‌شدم گفتم عید مبارکی بگویم. سال نو مبارکتان.
..........

خیلی ممنون. شاد و آرام باشید همیشه

سارا


سارای خوب،

سال روشن و آرام و خجسته‌ای برای شما و شعر ارجمندت آرزو دارم. مسافری عزیز «گل سرخی در زد» را برایم آورد و بهار در دست‌هایم اتفاق افتاد. «شاد باش و دیر زی...»
«حس نازک غمناکی‌» است کتابتان را در این سوی زمان و مکان در دست گرفتن.

باشید و بنویسید.

با دوستی و احترام
ماندانا
.................

ماندانا جان نازنین
همیشه خواندن تو پر از دل‌گرمی و شادمانی‌ام کرده است
شعر من شعری نیست در برابر مهربانی تو
خوش‌حالم کتابم به دستت رسیده
بسیار خوش‌حال و البته دل‌نگران

با دوستی و امید
سارا


یاد اون دختر درسخونِ روی بالکن در فیلم امتداد شب افتادم که خواسته نشد!
و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک،
برای دیده شدن خودش رو به دام انداخته باشه!!


اما من شما را دوست داشتم.

..............


:)

سارا


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: