September 29, 2015 | سه شنبه ۷ مهر ۱۳۹۴

از یوش به سمت رویان

کوه را پیچیدیم پیچیدیم
رفتیم بالا
در مه یک گله اسب پیدا شد
اسب‌های آبی
اسب‌های کبود و ارغوانی

پ.ن. این یک طرح است نه یک شعر
هفت مهر نود و چهار

نظرها

عالی بود سپاس :)

..............

خیلی ممنون
:)
سارا


سبز روشن
شبنم
و صداي شيهه
و صداي سم اسب

زنده باد سارا
زنده باد سارا
...................

:)
سپاس
سارا



این مسیر رو چندبار رفته ام
همیشه مه آلود و زیبا
اما زیباترینش بعد از یک بارون شدید وقتی هوا صاف و آفتابی شد
تو اون ارتفاع چند هزار پایی
تو اون سکوت عجیب و عمیق
ناگهان لبخند قله سفید دماوند از پشت یک دیواره
و یک پرنده بزرگ شاید یه عقاب
بالاسرمون مستانه چرخ می زد
خیلی زیبا بود
...............

خیلی خیلی زیباست
چه خوب که می‌شناسیدش
سپاس
سارا


عالی بانو..هر شب به امید یک نوشته ی ناب صفحه تان را مرور میکنم..ممنون که هستید و میشه از بودنتون و نوشته هاتون لذت برد..گاهی خندید و گاهی غم دار شد و در نهایت زندگی کرد.
............................

خیلی ممنونم :)
بیشتر وقت‌ها فکر می‌کنم که در نور اندک پاگرد دارم می‌نویسم
و برایم عجیب است کسی به این جا سر بزند
آرام و شاد باشید
سارا


دلتنگیم را پست کردم
نامه های زیادی به دستم رسید
ترش و شیرین
شبیه دانه های انار....
....
...........


:)
قشنگه این دلتنگی
مرسی
سارا


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: