décembre 13, 2011 | سه شنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۰

در قفس

هزار مرغ دریایی
در سینه‌ی من گرفتارند

اگر
این پنجره باز شود

۲۲ آذر ۹۰
سارا محمدی اردهالی

نظرها

هزار هزار
اگر اگر


من رو یاد این انداخت:
دهانم را باز می کنم
دسته کلمات پر می کشند به آسمان
دهانم را می بندم ...

........................

آه
از دسته‌ی کلمات

دهانم را می‌بندم

سپاس سارا


این بار حرفی از قفس نبود

پنجره ها هم صف کشیده بودند

فقط بال و پر نبود ...


سه شنبه
. . .
د
و
ر
سه شنبه، خدا کوه را آفرید
سلام سارای.
........................

سلام سلام
سارا


پشت پنجره ات
آسمان انتظار می کشد بانو.


سفیدی ِ مرغ ِ دریایی...


سلام
دعوتید


من نمیگیرم یا بقیه؟

فکر کنم دوم دبیرستان بودم که کشف کردم در بیت :
" سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق"
منظور مولانا (همان بلخی شما) بر خلاف نظر مفسرانش سینه مخاطب است و نه سینه خود
سینه ای درد آشنا و دردکشیده تا بتواند درک کند شرح درد اشتیاق را

....
حتما ، حالا
زیر باران مانده است
و نا امید و خسته ،
در خیابانها قدم می زند
...


پنجره باز شود به دریا پرواز میکنی؟


آوای مرغانت اتاقم را پر می کند
وقتی با چشمان بسته از پاگرد گذر می کنم
طاقت این همه دلتنگی ندارم
کوچکم
دلم هم
آوایشان هم ویرانم می کند


هزار قناریِ خاموش

در گلویِ من


سلام بانو!
یلدا مبارک
بسیار دل تنگم و چشم انتظارت.
.....................
مبارک باشد معصومه نازنین
مهربانی
سپاس سارا


سلام
دعوتید به نقد شعر
ممنون
یلداتون خوش[گل]


تنها بودم و خسته . می بایست هوایی عوض می کردم .اینجا وبلاگ شما حالم خیلی بهتر می شه .باید هر یه مدت سری بزنم .و باید برای شعرهای قشنگ ازتون تشکر کنم .
...................
خوش حالم به این جا می آیید
سپاس
سارا


آخ اگر...
این اگرها اگر...


وای سارا... دیوونم می‌کنی با شعرات...

......................

:)
سارا


دلتنگ بودم براتون ، خوش حالم که امروز باز هم خوندمتون.
ممنون که هستید...


نفس گير مي شود
لب هاي ات
وقتي
شاعر مي شوي ...

+ فوق العاده اي


درود سارا جان

واقعا زیباست ممنونم
.....................

سپاس بسیار
سارا


هزار حرف نگفته
هزار راه نرفته..


بسیار زیبا بود


شعراتو خیلی دوست دارم
آهنگت هم خیلی به دل میشینه
هروقت گوشش میدم یه حس غریب بهم دست میده:|

موفق باشی:):*
........................
خوش حالم
و سپاس
سارا


چقدر من اینجا رو دوست دارم...
و این البته چیز جدیدی نیست.
خیلی وقته با شعرهاتون نگاه می کنم فکر می کنم فکر می کنم فکر می کنم و سکوت می کنم.
مرسی
.....................
خیلی هم تازه است این حرف و دل گرم کننده
سپاس
سارا


سلام

گل واسه گل [گل]
.................
گلید
سارا


سارای
هزار کاکلی شاد در چشمان تو
هزار قناری خاموش در گلوی من
ای کاش ......



preisner...........
امیدوارم بواسطه کیشلوفسکی نشناسیدش خود preisner.............
راستی preisner....dance macabre آخرین اثر preisner رو شنیدید؟ذهنیت آدمو سوق میده ولی اصلا معلوم نیست به کجا.... تکامل میبخشه و تتمه آرامش باقیمانده رو بیرحمانه ازت میگیره و در نهایت احساس سبکبالی میکنی...در آخر تنها چیزی که میتونم بگم اینه:preisner.......
.................

سپاس
دوستش دارم
سارا


جز هزار مرغ دریایی
حرفی ندارم
...........................
:)
سارا


ســـــــــــــــــــــــارا کُجاست !؟! :(


..........................
می آیم می آیم

سارا


کافی نت

هزار پنجره باز است
انگشت‌ها می‌دوند روی دکمه‌ها
سمت عکس‌های منتظر
صدای قدم‌ها قطع نمی‌شود

به صفحه کلید نگاه می کنم
هیچ حرفی ندارم
پنجره‌ی تو بسته است

۱۵ دی ۸۸
سارا محمدی اردهالی،

............................

:)
سارا


وقتی نمی نویسی نگران می شم
دلتنگ می شم
یاد خاطرات بد پارسال و سال قبلش می افتم
بنویس سارا
سهیم کن شریک کن
دلتنگ سهمم هستم
....................
نگارین نازنین
کمی دیگر می نویسم
کثل همیشه
دلتنگ نباش دخترم

سارا


آه سارا.. سارا !


روزهای خوب و شادی را براتون آرزو می کنم.

.......................
مهربانید
شاد باشید
سپاس گزارم
سارا


درووود سارا خانوم.
امیدوارم خوب باشید.
اگر وقت کردی وبلاگم و شعرهایم را بخوانی، خوش حال می شوم زیاد؛ مرسی.
ـــــــــــــــــــــــــــــــ

باد
تنَت را آهنگ می زند.
در من جا ماند
برگی از صدایت
-خش خش یعنی
تمام ِ پاییز در بلندترین موی تو خلاصه می شود
...
...
...
...


آره؛ هزار مرغِ غم‌گینِ دریایی...


این جهان
زندان و ما زندانیان
وارهان خود را
و ...


سارا جوووووون
تولدت مبارک
کجایی آخه

...........

به به نگارین عزیز
سپاس گزارم
یادم بودی
چه خوب
میام زود زود

سارا


بالا بروم پائين بيايم

دلتنگ ترم مي كنند خيابانها

مي آيند در من به راهپيمايي

بالا و پائين مي كنندم

كه تغيير كند نظامم

مگر من اما عوض مي شوم؟

در خيابانهاي عصر

زنان بسياري را دوست داشته ام

هرگز يكيشان اما/ آنقدر زيبا نبوده است

كه اندكي مرگ را

به تاخير بياندازد

بد موقع به روز کردم. این روزا همه گرفتارن. ولی شما اگر مجالی بود برایتان‏‏، تشریف بیارین برای خواندن و گفتن

........................
سپاس گزارم
سارا


سارای دوست داشتنی من؟
خواستم بگویم شب های زیادی را کنار شعرهایت نشسته ام.
خُب گاهی آدم هوس می کند، یه سری هم به شاعر همه ی شعر هایش بیاندازد.
......................
قربان محبت شما
شب هایتان گرم و دلنشین باشد
با مهر
سارا


سلام عزیزم لذت بردم.یه حس خاصی دارم شعراتو که خوندم.مخصوصا شعر مژده که هم اسم خودمه.


سلام .
من به روز شده ام با :
" لوازم التحرير " ...


شنا می کنم
از این سو به آن سو
زیرآبی می روم
تا آن جا که نفس دارم
انگشتانم را به کف استخر می کشم
ناگهان
یادت
چون کوسه ای به سمتم بر می گردد.
(سارا محمدی اردهالی)

... هر روز می آیم. هر زوز بوی تو را حس می کنم. کلماتت را می نوشم. هر روز می آیم. هر روز به امید این که شاید این بار تازه شدنت را ببینم، بخوانم، لمس کنم. هر روز می آیم... هر روز ... هر روز...
سلام و صدها آرزوی سلامتی و امید برای عزیزم سارا...
با احترام وعلاقه

...................................
زیبا
معصومه جان زیبا و با صفا

می نویسم می نویسم
راهی نیست جز ننوشتن

سپاس بسیار از این مهربانی و امیدی که به من می دهی

سارا


کاش روزی رو به دریا باز شود....

..........................
:)
sara


سلام سارا..
تو هایکو دوست داری ، نه؟
(:
.........................
:)
سارا


ای وای!
چرا ما لبخندامون برعکسه D:


مرگ مرا میترساند
به سوی تو میگریزم
زندگی تو را میترساند
به سوی من میگریزی!!!!
چه تراژدی وحشتناکی!


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





غم عشقش ده

و

عشقش ده

و

بسیارش ده





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.