January 16, 2010 | شنبه ۲۶ دی ۱۳۸۸

چون

سر را گرفته بودم
یعنی که در خمارم

گفت
ار چه در خماری
نی در خمار مایی ؟

گفتم
چو چرخ گردان
والله که بی‌قرارم

گفت
ار چه بی‌قراری
نی بی‌قرار مایی ؟

سود و زیان یکی دان چون در قمار مایی
این‌جا دویی نباشد
این ما و تو چه باشد
این هر دو را یکی دان چون در شمار مایی

خاموش کن که دارد هر نکته‌ی تو جانی

مسپار جان به هر کس

چون جان‌سپار مایی

مولانا جلال‌الدین محمد بلخی

نظرها

والله که بی قرارم...


مرسی .. چه قشنگ بود


عجب بی‌ نظیر اند سلیقه و نوشته هایت


ز شمع آموز
اي خواجه
ميان گريه خنديدن

زچشم آموز
اي زيرك
به هنگام سكون ، رفتن...

(مولانا)

...........
به هنگام سکون رفتن

سارا


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: