December 24, 2009 | پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸

گفتا که چند جوشی گفتم که

تا قیامت

گفتا کجاست آفت
گفتم به کوی عشقت

گفتا که چونی آن جا

گفتم

در استقامت


.
.
.

مولانا جلال الدین محمد بلخی

نظرها

خامش
که گر بگویم من نکته‌های او را
از خویشتن برآیی نی در بود نه بامت


دمش گرم! ولی این روزها دیگه یافت می‌نشود!


در ضمن من یک روز موسیقی این‌جا رو خواهم دزدید.


سارای نازنینم
خوشحالم که هستی، حتی اگر من نخوانمت.
پاینده، زنده، خوشحال باشی...!
...........................
تبسم جان
من نامه نوشتم و منتظرت ماندم
شاید ندیده‌ای
دلم تنگ می شود
سارا


وقت است که می نوشم ...


براين شعر و آن نظر كه مانا داده است چيزي جز سكوتي سرشار از تحسين نمي توان اضافه كرد.موفق باشيد


گفتاكه كيست بر در؟ گفتم كمين غلامت!
گفتا چه عزم داري ؟ گفتم وفا و ياري
گفتا ز من چه خواهي / گفتم كه لطف عامت
گفتا چه ديدي آنجا ؟ گفتم كه صد كرامت
گفتا كه چند راني ؟ گفتم كه تا بخواني
گفتا چه كار داري ؟ گفتم مها ! سلامت
گفتا كه خواندت اينجا ؟گفتم كه بوي جامت... !


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: