December 03, 2009 | پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۸

اردی‌بهشت هشتاد و نه


پاییز کارش را بلد است
پس از این همه پاییز
من هم
چیزی در چنته دارم
پس باز هم بازی در آور
برو سینما
برو سفر
با شعرهای نگفته‌ی من

قبول
تو ما را زدی
به همه هم بگو زدی*

ما هم برای خودمان اردی‌بهشتی داریم


سارا محمدی اردهالی
۱۲ آذر ۸۸

اشاره به دیالوگی از فیلم قیصر*

نظرها

زمستان به سر خواهد رسید.هر چند دیر اما دولتش مستعجل است


خوش به حال اونايي كه لااقل ارديبهشت رو دارن......


عالی بود
اما فوق العاده تر آهنگ وبلاگ بود
فکر کنم مال زندگی دوگانه ی ورونیکاست ؟
اگه شد لینکش رو بزارید دانلود کنیم خوب:)


سلام.در پاییز ،بهار گونه رفتار کردن لذتی ناب است.از سیاهی دل" برادران آب منگل" تا صفای باطن "ننه مشهدی"راه زیادی نیست؛درست مثل بهاری بودن در پاییز


نشست
بر جان و دل نشست
مثل آب سرد
بر جگر خسته ای
بر جگر پاره پاره ای
قبول
پس از این همه پاییز
ما هم برای خودمان اردی بهشتی داریم ...


سلام بر شما
من عاشق كيميايي و فيلم هاشم فقط و فقط به خاطره ديالوگاش / گاهي داخل سينما چشم هام رو مي بندم و فقط گوش مي كنم بي خيال فيلم...
در مورده شعر هم فكر مي كنم مثل يك پازل بود پازلي كه يك تيكه بزرگ و شايد مهم آن نبود
....................................
این خوب است یا بد ؟

سارا


سلام از میان مجموعه های اهنگ دیگر امسال کتاب شما بهتر از بقیه بود موفق باشید


سلام و سپاس
یک سوال دارم که دوست دارم پاسخش را از زبان خود شما بشنوم. بعد از خواندن مجموعه شعر شما و بخصوص چند تا از شعر ها ی این مجموعه و البته شعر بالا از خودم پرسیدم که آیا من مخاطب این شعرها باید به همین قدر از شعر بودگی که در این شعرهاهست اکتفا کنم ؟! و اگر انتظارم از یک شعر بیشتر از این باشد آیا انتظار به حقی است یانه؟ انتظاری که در شماری از کارهای دفتر شعر شما تماما برآورده می شود مثل شعر اردیبهشت تهران(مادر بزرگ/ اردی بهشت ماه/ در خیابان پهلوی..) و در برخی از شعر ها مثل شعر بالا مخاطب هنوز سیراب نشده شعر به آخر می رسد،و این مثل پاشیدن لیوانی آب است به حریق یک جنگل یا به عطش قدیم یک کویر!
با سپاس و احترام
...............................................
سلام
اگر درست متوجه پرسش شما شده باشم
باید بگویم نمی دانم
من می نویسم
شما می خوانید
لابد کسی هم هست که پرسش ها را پاسخ می دهد
اما تنها می توانم بگویم من تنهایی نمی توانم یک کویر را سیراب کنم
این روشن است
سپاس گزارم
سارا


سارای مهربان، دلتنگی شاید زمستانی است در انتظار یک لحظه بهار..... با آرزوی سبزترین اردی بهشت برای تو و شعرت.
همیشه می خوانمت.

ماندانا
........................
سلام ماندانای نازنین
مهربانی
سارا


سلام خوبی.خوشحالم که وبلاگت یکی از وبلاگهایه برتر انتخاب شده.اما چرا این نامردا وب گروهی منو تایید نکردن.آخه چرا ما که خمیشه مطلب جدید مینویسیم.شاید ساعت به ساعت یه ثانیه به ثانیه.دروسته موضوعش کل کل بین دختر پسراست.اما خداروشکر خیلی فعالیم.
آخه چرا؟؟/شاید قسمت نبوده.بازم بهت تبریک میگم.
بای
بیا پیش ما.


این همه که از زبان دل من حرف می زنی خسته نمی شوی سارا؟
با آینه نوجوان شدم، با پاگرد جوان.
حالا گاهی دلم پر می کشد برای خواندن یک روایت، برای شنیدن یک آوا.
مرسی که هستی سارا.
.................................................
چی بگم
خوش حالم که سر می زنید به این پاگرد
سارا


دوباره سلام و دوباره سپاس ازاینکه پاسخ دادید
منظور من این بود که ظرفیت شعر شما خیلی بیشتر است. یک آدم هم با نوشیدن یک لیوان آب برای همیشه سیراب نمی شود و لی دست کم برای چند ساعت چرا.فرصت کنم حتما یادداشتی درباره ی اردیبهشت تهران و ظرفیتهای فوق العاده ای که این شعر کوچک ایجاد کرده است روی وب خواهم گذاشت.و می نویسم که این شعر چقدر برای پرکردن لحظه های بینام زندگی یک ملت قابلیت دارد. شاید تقصیر خود شماست که انتظار ما را اینقدر از شعر تان بالا برده اید وگرنه من هرگز انتظاری را که از شعر سارا محمدی یا گروس دارم از دیگران چندین و چند کتابی ندارم. بهترین امیدها را برای شما دارم.
.......................................
سلام
محبت می کنید می نویسید
خیلی به من کمک می شود
این جا و کسانی که شفاف می گویند خوب و بد کار مرا بسیار بسیار نقش داشته اند در شعر من
من تنها شعر نمی گویم
سپاس فراوان
سارا


سلام
دیر وقت است
پاییز رخت سفر بستست
تا زمانی که فصل ها از پی هم در میرسند
باید به گردی چرخ و
زمانه ایمان داشت
همین
راستی لینک دادم دوست داشتید لینک بدیت


سارای عزیز
من گاهی شعر های شما رو در فیس بوکم می ذارم .همشون پر از لذتند....
...............................
شاد باشید
همیشه ستاره جان
سارا


پاییز خیلی خوب کارش را بلد است ...خیلی خوب...


چه شیرینی کودکانه ایم موج میزد بین خطوط ...


سلام دوست خوبم

خیلی زیبا تصویر کردی و ممنون از این همه زیبایی و سرسبزی.


با درود
برای نخستین بار است که به این خانه می آیم
فقط بگویم موسیقی سایتتان مرا ویران کرد
همین و بس


من نپسنديدم اما خيلي ها معمولا يك تكه از پازل را بر مي دارند و بعد قابش مي كنند و به ديواري جايي مي كوبند و از اين ابهام عامدانه هم لذت مي برند يا خيلي خوشنويس هاي مطرح وقتي آثارشان را مي بنيي شايد متوجه نشوي چه بيتي يا حديثي يا سخني را خوشنويسي كرده اند اما ناخودآگاه با آن كه مفهوم را نمي داني لذت مي بري...بگذريم ... راستي من هم با دوستمان خواهش مشترك دارم در مورد موسيقي كه در وبسايت گذاشته ايد لينك يا توضيحاتي بدهيد لطفا
.....................
سپاس گزارم از توضیح
در مورد آهنگ هم نوشتم زیر گوشواره ها :

with special thanks to Mr. Preisner
for the background music

از موسیقی فیلم قرمز
سارا


خوب ، ساده ، صمیمی
راه ت را برو به حرف های من توجه نکن
راه ت را برو می دانی!
راه ت را برو
پا های ت دروغ نمی گویند
اعتماد داشته باش به آنها


شعر خوب کم است این روزها انگار. این یکی از آن شعرهای خوب کم یاب بود. دوستش داشتم


سلام
در یک وبگردی شما رو دیدم
خوشحالم کرد و این صفحه رو به لیستم اضافه کردم.
منتظرکارهای بعدی تون می مونم...



فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: