novembre 25, 2009 | چهارشنبه ۴ آذر ۱۳۸۸
بوی خون
شنا میکنم
از این سو به آن سو
زیرآبی میروم
تا آن جا که نفس دارم
انگشتانم را به کف استخر میکشم
ناگهان
یادت
چون کوسهای به سمتم برمیگردد
۲ آذر ۸۸
سارا محمدی اردهالی
بیربط : Shark Attack Map
бессонница
أرق
insomnio
slaplooshed
l'insomnie
insomnia
بیخوابی
失眠
uykusuzluk
.
.
.
برای نشر دوبارهی نوشتهها و عکسهایم با من حرف بزنید.
چقدر باید شعرت کنم
تا تمام شوی در من
چقدر باید اشک بریزم
تا پاک شوم از تو
شمال یا جنوب
شرق یا غرب
کجا بروم که یاد تو از یادم برود
کجای زمین باشم که فکر تو نباشد
نگاه کن!خسته شدم
وقتی درست در مرکز قلب من
جاخوش کرده ای!!
---------------------------------------------
زیبا مثل همیشه زیبا
گم شد بهار و باغم در كوچه هاي اندوه
پاييز سرد غم را جستم نخواهي آمد
mersi sara jan,,salhast ke sher hat ro mikhunam va har bar behtar az pish hese shun mikonam,,
mamnun ke zendegim ro por mikoni az hame in soda ha...
يادت
مي رماند مرا
بيهوده ميگريزم
حكايت نهنگ و يونس
قصه من وخاطرهاي توست
سلام نازنين.
با احترام شمارا به خوانش شعر تازه ام دعوت ميكنم.
سپاس
نمي دانم شايد يك مقدار بايد بيشتر به دايره ارتباطي واژگان و همچنين نسبتش با ساختار روايت دقت كنيد.
و البته شايد اين شعر كمي شخصي بود شايد!
اپیزود 1:آمدی
اپیزود دو:رفتی
این درام یک اپیزود بیشتر نبود:
کیش و مات!
از اینکه می نویسی و با نوشتن می اندیشی، خوشحالم.
من اشتباه حقیری هستم، میان انبوه اشتباهات بزرگتر...می کوشم فاجعه شوم!