novembre 22, 2009 | یکشنبه ۱ آذر ۱۳۸۸

تشییع ‬

‫قویی سپید‬
‫با چشمان ریمل زده‬
‫بر دریاچه‌ای متروک

‫کودکان برایم خرده نان می‌ریزند‬

سرم پایین است‬
‫تشییع هنوز تمام نشده‬
‫من‬
‫بیوه‌ی فرمانده‌ي دلاور جنگی نابرابرم

سارا محمدی اردهالی
۳۰ آبان ۸۸

نظرها

ته همه ی شعرات یه غم تازه است.به من سر بزن سارا


با سلام
شماره جدید مجله ارمغان فرهنگی منتشر شد.
لطفاَ لینک خبر آن را در وب سایت خود قرار دهید.
با مهر
www.dm58.blogfa.com


حرفی تازه؟ شعری تازه؟ شاعری تازه؟
www.naghed.com


سلام هموطن ...

چقدر بايد قوه تخيل و ديد بازي داشت براي خلق اين شعر زيبا . احساس سرشاري در شعرتان جاري بود ...

ضمن تبريك براي اين شعر دوست داشتني شما ...

به عنوان يك مخاطب فقط اعتراضم اين است كه در كنار درياچه اي متروك (دور افتاده ) كودكان چه مي كنند ...
................
وسط شهر نیست اما حوالی اش زندگی هست, چند خانواده چند کودک
سارا


نهنگها دریا را فرسوده کرده اند!
شعری تازه
بخوانید


ابر های خزانی سنگین و پر سایه
ابر های خزانی در ذهن و روح من
...
خاطر در آرامش است


در جنگی نابرابر
بيوه هاي سرمه كشيده
سينه هاي غرق خون
و كودكان انتظار
تشييع شادي خويش را نظاره ميكنند
......
مشق مي نويسم از روي حسي كه شما مي سازيد


شاهکاری این روز ها
مرسی


و ما هنوز داغداریم


سارا، کلمه تشییع را در سطر "تشییع هنوز تمام نشده"بردار
زیبایی نام گذاری بعضی شعرهای تو به خاطر همین هوشمندی در چینش اجزا، و بعد اجرای آنهاست.
اتفاقی نمی افتد
نگران نباش
هنوز تمام نشده، به راحتی به تشییع ارجاع می دهد

....................................
به نظرم سر جاش نشسته، نمی تونم بلندش کنم راحت
اما سپاس که نگرانش بودی

سارا


بسياراني ست كه به خاك و خاطره سپردمشان. آنان سپيدپوشاني بودند كه مرا به خاك سياه نشاندند. اين روزها كه بر مزارشان قدم مي گذارم، بغض ها و يادمان ها، بر من هجوم مي آورند. دست مي كشم بر خاك هاي سرد، دستم را چيزي نمي گيرد جز اشتباهي كه كردم و بر ايشان عاشق شدم.


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت: