نميدونم چي بگم. حرف هست اما به زبون نميياد؛ مثل بغض...
هیچوقت فراموش نمی کنم و خوشحالم امروز به اندازه تمام خوبی ها
........................
...
sara
عموما" ترجیح می دهم در پاگرد، خواننده باشم، تا اینكه در پالتوی یقه برگشتۀ منتقدی بروم.
پاگرد از آنجاهاست كه باید بی عینك خواند، زیرا پاگرد، بوییدنی است، نه خواندنی.
**
بر من ببخش كه نظر نمی نویسم. اما میخوانمت همیشه
...............................
hamishe sepas gozaram
Sara
اي كاش مي دانستم اين نسيم عطر آگين و بي توقف در آستانه ي كدام باغ بهاري درنگ خواهد كرد!
بسیار زیبا بود...
مثل برفهای زمستان کودکی
یاد ماجرای زشتی برفهای لگد شده افتاد حیاط خانه ما
خوب که نگاه میکنم داستان همیشگی است
آب و گل
نبود جایی برای باد
ماجرای کفش بود و سفیدی ناب
تنها دلیل من به غیر از کودکی
لذت تمیز من بود از صدای قدم به روی برف
....
فقط یک حس بود
شاد و سربلند باشید
ye roozi yek jayi dasthayiro az dast dadam ke male man bood az az dast dadan mitarsam saraye man khaste shoodam az azdast dadan
...........................
intori ast ama gooya
Sara
سلام بر شما
مجموعه تان را خواندم و چيزي برايتان نوشته ام كه در روزنامه امروز جام جم ( پنج شنبه / 21 / آبان به چاپ رسيده است
............................
sepas gozaram
kheili lotf darid
mikhanam
minevisam barayetan
Sara
extreme beauty...
اولین باریست که به پاگرد می آیم! امید دارم که بتوانم استراحتی در اینجا داشته باشم! اما همه باید برویم!
دستهایی زیبا... افسوس که تنها
شاعر بزرگوار و عزیز
سرزمین سونات ها به روز هست :
.
.
چرخ های اتومبیل
شیزوفرنی هایدگر وُ نیچه را درو می شوم بیمار گرم دست هایت
..
..
.
قدم هایت نظرت و نقدت بر دو چشم می ماند .
با مهر سارا بهرام زاده .
پشت سرت
دست ها در باد ورق مي خورند
.
.
.
شعرهاتو دوست داشتم
دست های زیبا
زیباست مرسی
نميدونم چي بگم. حرف هست اما به زبون نميياد؛ مثل بغض...
هیچوقت فراموش نمی کنم و خوشحالم امروز به اندازه تمام خوبی ها
........................
...
sara
عموما" ترجیح می دهم در پاگرد، خواننده باشم، تا اینكه در پالتوی یقه برگشتۀ منتقدی بروم.
پاگرد از آنجاهاست كه باید بی عینك خواند، زیرا پاگرد، بوییدنی است، نه خواندنی.
**
بر من ببخش كه نظر نمی نویسم. اما میخوانمت همیشه
...............................
hamishe sepas gozaram
Sara
اي كاش مي دانستم اين نسيم عطر آگين و بي توقف در آستانه ي كدام باغ بهاري درنگ خواهد كرد!
بسیار زیبا بود...
مثل برفهای زمستان کودکی
یاد ماجرای زشتی برفهای لگد شده افتاد حیاط خانه ما
خوب که نگاه میکنم داستان همیشگی است
آب و گل
نبود جایی برای باد
ماجرای کفش بود و سفیدی ناب
تنها دلیل من به غیر از کودکی
لذت تمیز من بود از صدای قدم به روی برف
....
فقط یک حس بود
شاد و سربلند باشید
ye roozi yek jayi dasthayiro az dast dadam ke male man bood az az dast dadan mitarsam saraye man khaste shoodam az azdast dadan
...........................
intori ast ama gooya
Sara
سلام بر شما
مجموعه تان را خواندم و چيزي برايتان نوشته ام كه در روزنامه امروز جام جم ( پنج شنبه / 21 / آبان به چاپ رسيده است
............................
sepas gozaram
kheili lotf darid
mikhanam
minevisam barayetan
Sara
extreme beauty...
اولین باریست که به پاگرد می آیم! امید دارم که بتوانم استراحتی در اینجا داشته باشم! اما همه باید برویم!
دستهایی زیبا... افسوس که تنها
شاعر بزرگوار و عزیز
سرزمین سونات ها به روز هست :
.
.
چرخ های اتومبیل
شیزوفرنی هایدگر وُ نیچه را درو می شوم بیمار گرم دست هایت
..
..
.
قدم هایت نظرت و نقدت بر دو چشم می ماند .
با مهر سارا بهرام زاده .
پشت سرت
دست ها در باد ورق مي خورند
.
.
.
شعرهاتو دوست داشتم