avril 14, 2009 | سه شنبه ۲۵ فروردین ۱۳۸۸

کی

کی بیشتر منو نوازش می‌کنه
این دستای سفید
یا اون دستای سیاه

کی بیشتر تو دلم می‌مونه
این مرد چشم و ابرو مشکی
یا اون مرد سبزه

توی بار آدما همو نگاه می‌کنن

۲۰ فروردین ۸۸

نظرها

«در من ناشکیبایی هایی هست و راه هایی، [میدانم] باید آن ها را به اتمام برسانم» ،
اما هر کاری میکنم نمی شود ...!!
زندگی یک جایی قفل شده است سارا...!!!



هر روز مي تونه يه پيام داشته باشه، من پيام امروزم رو از اين شعر شما گرفتم.
ممنون




مطمئنا دستاني كه بتواند آرامش و آسايش، شادي و خنده را به شما هديه دهد مي تواند نوازشگر روح و جسمتان باشد.
مهم درون آدم هاست رنگ ها تضمين كننده ي نيكبختي نيستند.


دستهای سفید آسمان...



دو تا آدم خوب نشونی اینجا رو به من دادند، یکی‌شون گفت آینه‌اش ه نداره یکی گفت چرا بابا داره. اینو گفتم که اینو بگم اگه با وجود همین نشونی شکسته بسته من رسیدم اینجا، خب پس حتما باید می‌رسیدم. سلام.


به تو نگاه می کنم و می دانم که محتاج یک نگاهی که به تو جان دهد بگشایدت لبخند بر لبانت بنشاند
من پا پس می کشم
و در نیم گشوده
بسته می شود
و تاریکی می آید



سلام
عاقبت این نردبان افتاده نیست


1سؤال!!!!!!!!!
شما چرا سايت آينه رو updateنمي كنين؟

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟


نوشته هایت را دوست می دارم...



خواهش مي كنم جواب سؤال منو بدين.
چرا آينه رو update نمي كنين؟؟!!!!
.............................................
جواب روشنی ندارد
ادامه اش پراکنده شد
تبدیل به شعر و عکس
شد
سارا


سلام
مطمئنا دستی که نوازش نمیکند و حسرتی جاودانه را برای ازدست دادن موهبتی کوچک مهمان ذهن وروح آدمی میکند.


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.