février 27, 2009 | جمعه ۹ اسفند ۱۳۸۷

کردان، درخت مو

LaRaisin871208e.jpg

رو ترش کردی
مگر دی باده‌ات گیرا نبود؟
ساقیت بیگانه بود و آن شه زیبا نبود؟
...
در دل مردان شیرین
جمله تلخی‌های عشق
جز شراب و جز کباب و شکر و حلوا نبود
این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولی‌ست
اندر آن دریای بی‌پایان، بجز دریا نبود

یک زمان گرمی بکاری
یک زمان سردی در آن
جز به فرمان حق این گرما و این سرما نبود

هین خمش کن
در خموشی نعره می‌زن روح وار
تو که دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود؟

مولانا جلال الدین محمد بلخی

نظرها

هر چی فکر کردم چیزی مناسب تر از این ندیدم که بنویسم.
هین خمش کن
در خموشی نعره می‌زن روح وار
تو که دیدی زین خموشان کو به جان گویا نبود؟


Beautiful picture. I can't read the words but i know i love them
..........................................
you can read my picture , I know !
Sara


«من ز شيريني نشستم رو ترش
من ز پري سخن باشم خمش»

ايضن همان!


سلام سارا جان
مرسي از اين انتخابت خيلي زيبا بود
من آپم تشريف بياري خوشحال ميشم


جام جام باده...
صبح است حالا، بی انکار تر از همیشه.
صورت ات را به آب مرگ زای بشوی،
بچرخ، و آواز بخوان.


سلام.
نوشته هاتون عاليه...
خيلي دوست داشتم به منم ميل بذارين و نوشته هاي منم بخونين.
شايد شما فرشته ي نجات من باشين.


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.