février 23, 2009 | دوشنبه ۵ اسفند ۱۳۸۷

اتفاقی

آدم‌ها گاهی از بلندی می‌افتند و گاهی به سادگی می‌میرند وقتی پایشان لیز می‌خورد.
بله ممکن است.
رنگ‌ها ولی مثلن بنفش و سبز وحشتناکند با هم مثل دو آدم که گاهی اگر درست سر بزنگاه با هم باشند می‌شوند وحشتناک.
قرار نیست بی‌قراری سرقرار باشد یا همه چیز پنج عصر.
به برگ نگاه می‌کنی و پاییز، که نارنجی اتقاق می‌افتد.
کلیدها هم البته مهمند و اینکه کلید کجا را به کی و چه وقت داده‌اند.
مهم اما مهم نیست.
دنبال دی‌ان‌آ بگرد و هورمون‌ها و ضدافسردگی‌ها ولی اتفاق آن جا که بخواهد می‌خوابد.
بچه‌های نامشروع همیشه بهترین بچه‌های طبیعت هستند محکم و پررنگ و هنر اتفاق می‌افتد.
از او پرسیدم چرا گفت می‌افتد و می‌اندازد.
دیدی دو تن روی زمین و سایه‌ها که ...
می‌خوابم دیگر
پس اتفاق هر جا باشد می‌افتد و دیگر نگران نیستم.
ولی تو می‌دانی خیالم راحت نیست خیالم دیوانه‌ی اتقاق است که میان مرگ و زندگی تلو تلو می‌خورد و
... می‌افتد.

نظرها

سارا
بعد 6سال نتونستم کشفت کنم
اعماق درونت رو

من کند ذهنم؟
یا تو مجهول

6سال هر روز گفتم:
زیبایی
سارا و دنیای سارا زیباست
باز هم خواهم گفت


و اتفاق هایی که هر کاری می کنی نمی افتد.
روی دیگر سکه زندگی که مثل دلگیرترین روزها با کسالت باری تمام کند و نفسگیر راه خود را میرود.
پاینده باشید


میان مرگ و زندگی چیزی در حد جون کندن



سارا جون من بالاخره كتابتون رو پيدا كردم و خريدم. زيباترين اتفاق چند روز گذشته ام بود.
...............................
مهربونی ! چی بگم، خوش‌حالم !

سارا


سارا ... کلاغ پر های ما خيلی «چه شکلی» هستن ... گاهی می افتن از لونه شون بيرون برای خاطر گريه ها ... گربه ها ...



دیدن کلاغ های سیاه و سفید
منگنه شده بر آسمانی پوشالی
از پشت پنجره ای که کاغذی ست
دست در دست خاطره ای پوسیده
که بوی تعفنش عشق را یادم می آورد
فقط انتظار مرگ است
مرگی که نه کاغذی ست
نه پوشالی ست
نه پوسیده
فقط مرگ است

وحید کیان پو ر


سلام سارا
وبت خيلي زيبا و آرام بخش به خصوص موسيقي اش
اتفاق هر جا كه باشي مي افتد حتي اگر خودت را در پستوي ذهن ها و قلب هاي مخفي كرده باشي
حتي اگر در تيرس نگاه هاي مردم نباشي
حتي اگر مطمئن باشي كه روزگار و سرنوشت و تقدير فراموشت كرد
اما باز هم اتفاقي كه بخواهد افتد مي افتد.
خوشحال ميشم پذيراي قدومت در وبلاگم باشم


گاهی از روی یک پاگرد نردبانی کشیده میشه تا بی نهایت چشم انداز
پاگرد سارا هم می زند تخیل را و درخشان ترین ستاره را نشانت می دهد و برت می گرداند به پاگردی که رویش نشسته بودی .
بلند می شوم و قلم می چسبم به انگشتانم
سلام سارای شاعر..
....................................
مینوی عزیز سلام

سلام

سلام

سارا


لیتیوم لیتیوم
نگذار دنیا را وارونه ببینم
نگذار چهره ها را محو
لبخند هارا ساییده
لیتیوم دستم را بگیر


قرار نیست بی‌قراری سرقرار باشد یا همه چیز پنج عصر.
فوق العاده است.عالی و بی نظیر.
وب سایتتان را در پیشانی بلندهای وبلاگم میگذارم تا همیشه دست به سینه روبرویت نشسته باشم
.................................
سپاس گزارم از مهربانی شما
سارا


قشنگ بود سارا
مثل همیشه


خیالم دیوانه ای اتفاقی است ...
لذت بردم از تلو تلو خوردن میان مرگ و زندگی... پایا باشی.



سلام خانم اردهالي! كتابتان خواندني است. ارادتمنديم!
........................
سپاس خوش‌حالم

سارا


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





spoonful41.jpg

Lovin' Spoonful

Do you believe in magic

Believe in the magic of rock and roll





برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.