juillet 25, 2008 | جمعه ۴ مرداد ۱۳۸۷

خارج از مدار

می‌چرخم
یک ماهواره‌ی قراضه
دستی مچاله
قلبی مستعمل
از پیش چشمم عبور می‌کنند

گریه نمی‌کنیم
این جا پر است از اشک‌های معلق
رازهای فرسوده
و صداهای شکسته
می‌چرخیم
و
از پیش چشم هم عبور می‌کنیم


× مرضیه جان ممنون از مهربانی‌ات.
× این کار هیچ ربطی به من ندارد. نام سایت نام کتاب خانم آیدا عمیدی است که کتاب خوبش را آهنگ دیگر چاپ کرده است البته شعر هم شعر زیبای ایشان است.
× این یادداشت‌ها حواس را پرت می‌کرد و شعر بالا درست خوانده نمی‌شد پس آوردمشان این جا.


نظرها

... تجربه اي از جنس رويا بود

*
اين شب تا ابد مي ماند..

*
چیزهایی هم هست

**
لحظه هایی پر اوج


.
.
.



سلام.

چيزی نوشته شده بود.

چيزی و چيزی کم

به هر حال جُمعتون بخیر


سلام سارا


سلام سارا
من اما همه اش گريه مي كنم. شعرهايم هم طعم اشك دارد. طعم زيتون تلخ. اشكهاي معلق چه تعبير قشنگي!


آنقدر ميچرخيم
كه سرگيجه ميگيريم
....
هميشه در مدار باشي شاعر!


...
پس بیا تا میلاد بغض های مان را مادرانه به سوگ بنشینیم/
در این زفاف دمام بی اختیار/


چه خوب بود.......................به من هم سری بزن.....من خيلی ميام اما تو نه


سلام سارا جان.
من آينه رو بيشتر پسنديدم تا پاگرد


من اينجا رو خيلی دوس دارم.
خیــــــــلی


بيشتر از شعر پست پيش، سکوت می کنم. و کمی به حوالی بغض نزديک مي شوم... .


درود بر تو . وبلاگ زیبایی داری که مطالب خوبی داره و میتونه از این هم بهتر بشه . بسیار خوشحال شدم که تونستم به وبلاگت بیام و نظر بدم چون میدونم با نظر همه ی وبلاگ نویسان خوشحال میشن . اگه حاضر به تبادل لینک هستی بهم خبر بده و مطمئن باش همچون من که تو رو تونستم خوشحال کنم تو نیز من رو خوشحال خواهی کرد . با سپاس . لینک یادت نره .راستی من هر دو روز با یک شعر یا نوشته از خودم و دیگر گمنامان به روز میکنم . یادت نره بیای .



می دانم توگوش ت خیلی پراست ازاین حرف ها...وککت نمی گزد...امالطفا به عکس بالا نگاه کن ..ما بچه هایی هستیم به این شکل ..که داریم به شما نگاه می کنیم ..شما هم به چشم های ما نگاه کنید...

خسته نشدی که؟ فیلترینگ مهربان،اما من خسته هستم توهم خیلی کارداری ،خیلی ازسایت هادیگرمنتظرت هستند..برو موفق باشی...سلام خانم محمدی


سلام سارا جان.
دلم زندگي مي خواهد
يك ملاقات غير قابل چاپ!
شعر جديد نمي ذاري ؟ من هر روز از پاگرد رد مي شم. عاشق شعراتم!


عجب شعر جمع و جور و سهل و ممتنعی !
نهايت خساست در کلمات ٬ نهايت فضاسازی بدون تصويرسازی٬
فوق العاده است : مداری بر گرد زمين نه ٬ به دور چشمان و ماه کوچک به جای ماه شب چهارده ٬ اين کلمه قراضه چقدر خوش ميدرخشد در اين مدار ٬نگاه ٬ و قلب مستعمل ٬ اين ديگر از کجا آمده ؟ زمینی نیست ٬ آسمانی است ٬ آسمانی شلوغ ٬ کلمه مستعمل با قراضه محشر است شعر يعنی استخدام کلمات نه کلمات در استخدام شعر ٬ کلمات را به پا کرده ای و روی آسمان چشم قدم ميزنی ٬ و دوباره اشک های معلق که هم به مدار بی وزنی برميگردد هم به بيهودگی اشک ها هم به جاودانگی و ماندگاری آن ها در فضای خلاء که همه چيز در آن جاودانه است ٬ و رازهای فرسوده ٬ عجب ٬ رازهايی که ديگر راز نيستند ٬ آنقدر قديمی و بی ارزش اند که به کار افشا هم نمی خورند٬ آفرين ٬ صداهای شکسته اما گرچه قشنگ است اما با اين دنيای شعری که ساخته ای نمی خواند .
به وبلاگ من هم سری بزن شايد خوشت بيايد
www.kariz55.blogfa.com


فرستادن نظر

(نظر شما پس از تاييد نويسنده‌، نمايش داده خواهد شد.)

نام:
ایمیل:
وب‌سایت:





Labyrinth.jpg







برای نشر دوباره‌ی نوشته‌ها و عکس‌هایم با من حرف بزنید.